جلسهٔ ۱ - مقدمه و روایت ضد مسیحی متداول
مقدمه
چرا این تعداد زیاد به مسیحیت معتقد اند؟
به نظر میآید که میان مسلمانان و مسیحیان کوه بزرگی قرار دارد و پیروان این دو دین نسبت به یکدیگر احساس «پشت کوهی بودن» میکنند.
در پاسخ به این سئوال که انگیزهام از طرح بحث مسیحیت چیست و یا میخواهم به چه هدفی برسم، نکاتی را ذکر میکنم:
- اکنون در شرایط خاصی هستیم؛ دورهٔ پستمدرنیسم و پلورالیزم. به نظر میآید که آشنایی، گفتگو و تفاهم میتواند بین ادیان به وجود آید. همچنین در شرایطی هستیم که منابع خوب فارسی پیرامون مسیحیت بسیار است.
- مسیحیت در شرایط خاصی است. مطالعات انتقادی در مورد این دین در حال انجام است و نوعی تجدید نظر طلبی در برخی عقاید احساس میشود. کشف کتابخانهٔ «نجع حمادی» در سال ۱۹۴۵ و قدمت زیاد نسخ پیدا شده، انتشار کتاب «داوینچی کد» و … نوعی بحران در مسیحیت به وجود آورده است.
- آشنایی با مسیحیت فایدهٔ دینی دارد. در قرآن در توضیح متقین آمده است: کسانی اند که به آنچه قبل از پیامبر نازل شده است، ایمان دارند. آیا از آنچه بر پیامبران پیشین نازل شده است اطلاع داریم؟ آگاهی از ادیان دیگر ما را به فهم بهتر دین خودمان میرساند. مخصوصاً اینکه در جایجای قرآن از اقوام مسیح و یهود و عقاید آنها مطالبی ذکر شده است.
- فرهنگ و هنر غرب با مسیحیت پیوند عمیقی دارد. در بسیاری از آثار هنری وابستگی و اشارات مسیحی وجود دارد، مثلاً موضوع انتظار برای بازگشت مسیح. بنابراین برای آشنایی با فرهنگ و هنر غرب، ناگزیر از شناخت مسیحیت هستیم.
شیوهٔ کار جلسات این گونه است که در چهار روایت به بررسی مسیحیت میپردازیم: ۱- روایت ضد مسیحی متداول؛ انتقادات و ایرادهای متداولی که به مسیحیت وارد میکنند. ۲- روایت اسقفی؛ در نقش یک مبلغ مسیحی، ۱۰۰٪ خالص الهیات مسیحی را توضیح میدهم. ۳- نقد منصفانه. ۴- مسیحشناسی قرآنی.
روایت ضد مسیحی متداول
انتقادات و اشکلات وارد شده را در سه گروه بررسی میکنیم:
عقاید مسیحی
صراحت عقل گریزی بازگشت به شرک و بت پرستی؛ تثلیث - وجود صلیب، انواع تمثالها و شمایل مقدس در کلیسا و راز و نیاز مسیحیان با آنها فاقد شریعت مقدس اند؛ بی هیچ دلیلی به عهد عتیق عمل نمیکنند. شریعت جایگزینی که نازل شده باشد نیز ندارند.
تاریخ مسیحیت
از زمان به قدرت رسیدن، تاریخ مسیحیت سرشار از قتل و خونریزی است. جنگهای صلیبی - فعالیتهای استعماری قرن ۱۵ تا ۱۹. مسیونرهای مذهبی که خود راهب بودند، در نقش مبلغ دینی عمل نمیکردند. بلکه جزئیات مسائل سیاسی کشورها را برای کلیسا ارسال میکردند. به نحوی که نامهٔ مسیونرها امروزه به صورت اسناد تاریخی در آمده است. قتل عامهای فرقهای - دادگاههای تفتیش عقاید به نظر میآید تاریخ مسیحیت اصلاً با مهربانی و عشق که آموزههای این دین به شمار میرود، مطابق نیست. این تاریخ مایهٔ شرمندگی خود مسیحیان نیز هست. انتقاد تاریخی دیگر نسبت به فساد دستگاه پاپی است؛ در باب مسائل مالی و جنسی. قطعات بهشت را به مسیحیان میفروختند و سند صادر میکردند. فساد جنسی چندین تن از پاپها نیز علنی و روشن است.
اخلاق مسیحی
مسائل جنسی اخلاق بردگی و ترحم
من معتقدم که تاریخ و اعتقاد را باید کاملاً مجزا بررسی کنیم. بنابراین انتظار نداشته باشید که به انتقادات تاریخی پاسخ بدهم. اما واقعیت این است که در تاریخ مسیحیت تحریفهای اغراقآمیزی نیز انجام شده است. به عنوان مثال اعتقاد به مصونیت پاپ از خطا در مسیحیان وجود ندارد که لازم باشد تمامی کارهای او را توجیه کنند. و یا افول حکومت هلنیستی از قبل از وارد شدن مسیحیت، شروع شده بود. همچنین تا مدت زیادی تمدن و دانش یونانی در دستگاه مسیحیت حضور داشت و حفظ میشد. در قرون وسطی مخالفت با عقل آنگونه که نقل میشود، اصلاً وجود نداشت. دانشمندان در کنار کلیسا فعالیت علمی میکردند و ابداع مدارس عمومی از خدمات کلیسا است.