خلاصه سوره نساء ۱

از جلسات کیولیست
پرش به: ناوبری, جستجو

یکشنبه 90/5/16


وقتی یک دیندار با احکام شریعت برخورد می کند که به نظرش نامعقول می آید، یک عکس العملش می تواند این باشد که کلا عقل خودش را تعطیل کند تا ایمانش سر جایش بماند .

اما فاجعه ی کرخت شدن و از دست دادن عقل، خودش بدتر از از دست دادن دین است. چون اصلا دین آمده که از بیرون به عقل و فطرت آدم ها در تشخیص درست و غلط کمک کند. در طول تاریخ کارهایی صددرصد خلاف عقلو فطرت از دینداران سر زده، به بهانه ی تبعیت از اولیا. مثل شکنجه ها و آدم سوزی هایی که در قرون وسطی انجام شد، زمانی که دیوانه وار آدم ها را به جادوگری متهم می کردند. تاریخ ادیان از رفتارهای غیر انسانی پر است. چون عقل و فطرتشان کرخت شده بوده.


هدف دین این است که تو با انجام شریعت، راهی را طی کنی که به فرقان برسی، یعنی قوای درونی تشخیص خیر از شر. در خیلی شرایط نمی شود سوال کرد، باید بتوانی بعد از سال ها دینداری، خودت حق و باطل را تشخیص بدهی.


استراتژی ما در برخورد با احکامی که نمی فهمیم و به نظرمان نامعقول می آید چه باید باشد ؟ اگر همه ی احکام را می فهمیدیم -- درک می کردیم که شریعت عین عقل است - که در حد پیامبر می شدیم. خیلی ها چیزهایی را که نمی فهمند برای خودشان معقول سازی می کنند و خودشان را گول می زنند.


باید هنر به تعلیق در آوردن شبهات در ذهنمان را داشته باشیم. عجله نکنیم. پوشه ای در ذهنمان داشته باشیم از چیزهایی که نمی فهمیم. در هر زمانی روی بعضی از آن ها کار و مطالعه کنیم.


اول باید به قطعیت حکم توجه کرد. به اینکه چقدر مورد اختلاف است . مثلا آیا این که حکم رجم، ارتداد و جهاد ابتدایی در دین اسلام هست، چقدر مستند است؟


بعد باید دید که آیا آیه ها را درست فهمیده ایم؟ شرایط جامعه که آن حکم در آن نازل شده را درست فهمیده ایم؟مثلا آیا می شد در آن زمان، که نظام اقتصادی بر پایه برده داری بود، آن را ملغی کرد؟

آدم همیشه شرایط فعلی جامعه را معقول فرض می کند.

اجتهاد یعنی بررسی شرایط و عوض کردن فرم اجرای احکام . باید تفاوت جهان مدرن و جهان قدیم را خوب فهمید. نقاط قوت و ضعف هر دو را دید.


روشنفکران، اکثرا جهان مدرن را کاملا معقول فرض می کنند و اگر حکمی در این دنیا نامعقول به نظر رسید، می گویند حتما غلط است.

اما اگر سیستم اقتصادی فعلی دنیا طوری است که نمی شود ربا نکرد، انجراف دنیای مدرن است.

انحراف های تاریخی بزرگی پیش آمده که با طبیعت انسان سازگار نیست. چرخه ی بی معنی سرمایه داری حکمفرماست و چیزهای دیگر را به اتهام سنتی بودن تحقیر می کنند. در کتاب «آناتومی قدرت» منتشر شده توسط انتشارات سروش، می گوید: قدرت یعنی وادار کردن دیگری به انجام کاری که تو می خواهی اما خلاف مصالح اوست. قدرت را دو جور می توان اعمال کرد: با زور، و مجازات . با تشویق و جایزه دادن. در گذشته بیشتر شیوه اول و امروزه بیشتر شیوه دوم به کار گرفته می شود.


پس باید قضاوتی داشته باشیم درباره جهان که چه تغییراتی خدا پسندانه است. مثلا الغای برده داری توحیدی تر است. اما هنوز هم شرایط با روح توحید کاملا سازگار نیست، وقتی انسان مجبور باشد به خاطر حفظ شغل و امرار معاش، مطیع اوامر کسی دیگر باشد که معلوم نیست آدم خوبی باشد، و وابسته به دیگری باشد.


احکام می توانند به ما کمک کنند انحراف ها از طبیعت درست انسان را کشف کنیم. مشکلات امروزه در مورد احکام زنان بیشتر از این دست هستند.


به نظر می آید اسم سوره نساء از این آیه آمده : و یستفتونک فی النساء...

برای تحمیل های تکوینی که روی زن هست (مسائل تولید مثل)، معادلش شریعت وظایف تشریعی برای مرد در نظر گرفته .

اولوالارحام افرادی هستند که در یک رحم به هم می رسند : شبکه ی سخت افزاری رحم ها را نشان می دهد.

زن ها انسان ها را دانلود می کنند و مردها شریعت را و رزق را.

بخش اول سوره تا آیه 42 به محدودیت های تشکیل این شبکه، کنترل رزقی که از آسمان می آید پیش مردها و این که چطور در این شبکه پخش بشود را مطرح می کند. ارث و مسائل مالی ازدواج این مسائل هستند.

رنج فراهم کردن رفاه نسبی برای زنان هم قسمت مردان است، در حالی که درطول تاریخ زنان قسمت خودشان را مجبور بودند و انجام دادند، اما مردان قسمت خودشان را انجام ندادند.

در آیه 127 سوره نسبت به مردان حالت گزنده ای دارد. انگار در شریعت یهود اموال همه دست مردان بود که کار کنند و رفاه زنان را فراهم کنند، اما ازشون سلب اعتماد شد و حالا در شریعت جدید زن ها هم صاحب اموال می شن و استقلال مالی دارند. در حالی که حالت خیلی مطلوب این بود که زن خیالش از بابت مسائل مالی راحت باشد و مرد کار کند و به فکر زن باشد.

دوبرابر بودن ارث پسر به این دلیل است که آن پول هم باید خرج خانواده اش بشود نه فقط خودش.

الان اما شرایط جامعه طوری است که زنان هم مثل مردان کار می کنند، و این باعث ناامنی آنها، علاقه شان به سقط جنین و افسردگی پس از زایمان شده. بنابراین می شود در نظر گرفت که در جامعه ی فعلی اجرای این حکم گاهی معقول نباشد، اما این انحراف جامعه است و باید درست بشود.


طبقه بندی ارث نشان می دهد که از دید خداوند کدام روابط تکوینی مهم تر هستند . رابطه ی زناشویی اول و رابطه ی فرزند با پدرومادر بعد.


در آیه ی تعدد زوجات ، اشاره می کند که : و ان خفتم الا تقسطوا فی الیتامی... یعنی درباره ی زنان شوهر مرده و پدرمرده است. بحث سرپرستی ایتام است. در ضمن هشدار هم می دهد که اگر تقوا دارید بترسید. این حکم برای شرایط ویژه هم هست که زندگی های قبیله ای محدود وجود دارد و اگر زنی بی مرد سرپرست باشد نمی تواند امرار معاش کند.

آیه 20 و 21 هم فضای توبیخ و ملامت مردها را دارد.

درباره ازدواج با کنیزها، فرقشان با زنان آزاد این است که لازم نیست راضی باشند . می توانی با آنها ازدواج کنی. می گوید که سعی کنید با کنیز ازدواج نکنید اما اگر خواستید، با اجازه اهلشان با آنها ازدواج کنید . بنابراین چون کنیز مجبور شده اگر خطا کن نصف زن آزاد مجازات می شود.

این که می گویند هر تعداد کنیز را می توان داشت و می شود با همه رابطه داشت غلط است.