جلسه ۲ قرآن و ادبیات مدرن

از جلسات کیولیست
پرش به ناوبریپرش به جستجو

ریتم کلام در قرآن

متن رونویسی ماشینی، ویرایش نشده

0:00

به نام خدا جلسه دوم بحث ما درباره ادبیات قرآن و ادبیات مدرن من جلسه گذشته هم قدمی گفتم برای کل جلسات بحث فنی که انجام دادیم درباره موضوع ریتم بود یعنی چیزی که توی ذهن من هست وقتی حرف از ریتم میزنم ولی ممکنه تعبیرهای مقدار متفاوت باشد یعنی آن چیزی که بیشتر در واقع توی علم عروض بهش میگن وزن عروضی معنی فارغ از اینکه چه معنایی داره منتقل میشه چه کلماتی به کار برده شده ی وزنی در واقع کلام داره که مستقل از اینهاست اونم اینه که هجاهای بلند و کوتاه چجوری در واقع دنبال هم دیگه اومدم تا یه عبارتی را شکل دادند و سعی کردم جلسه گذشته به علت اینکه از اینجا شروع کردم اینکه این در واقع مثل اینکه می‌خواهیم از ساده و پیچیده ببریم حتی در نظر نگرفتیم فقط میتونم قالب موسیقی کلام را بدون هیچ چیزی در واقع در نظر می‌گیریم و همینطور می خوام الان و از این رو بکنم که حروف که به کار میره فارغ از کلمات و معنی ها رو که وارد میشن چه در واقع افکت ها ایجاد می شه که فنون ادبی میتونه در واقع به وجود بیاد بعد سراغ به کار بردن واژه ها و همینطور پیچیده‌تر شب کنیم تا عبارتها و حالا اگه وقت بشه درباره داستان ها هستند صحبت کنیم که نام خود داستان روایت کانون ادبی خود شده در گذشته شروع شد واضح تر از این جایی نباشه که شما اینو ببینید که متن قرآن در واقع شبیه شعر مدرن و کلاسیک تمام شعر اشعار کلاسیک اصول بر اساس وزن ثابت سروده می‌شدند یک غزل از اول تا انتها وزن مصر را باید یکی می شد و نه هر وزنی روابط با توصیفی که از هنر کلاسیک کردم شما چیزی که در واقع توی یه شعر کلاسیک میگیری اینجوری بود که وزن از قبل تعداد مشخصی مجاز شمرده می‌شدند و زبان فارسی حدود ۳۲ وزن مجاز ما داشتیم به ندرت شاعری خارج از این وزن شعری گفت استثناهایی وجود دارد از وظایف خیلی طولانی یا چیزهایی که جزو ۳۲ تا حساب نمی‌شوند ولی به هر حال ثبات در قرون وسطی مصراع ها رو رعایت می کردند شعر عربی به فارسی و ترجمه اشعاری که در سراسر دنیا گفته می‌شود حالا استثنایی باز ممکن وجود داشته باشد توی بعضی از فرهنگ‌ها و قرآن اینطوری نیست قرآن در واقع جاهایی که خیلی نزدیک به شعر همیشه با این طور نیست که وزن ثابت را رعایت بکند که ۴ تایی پشت سر هم با یه وزن میان آقای پنجم وزن میشکنی کوتاه یا بلند تر میشه و جلسه قبل از این نکته استفاده کردم که بگم که اگه قبول کنیم که به نظر من واضح که در واقع شکسته شدن این و از ناتوی شعر نو یه جور پیشرفت است موسیقی بی کلام به حساب میاد در واقع آزادی عملی که پیدا کردن میتونن یه نوع تأثیرات ایجاد بکنند که تو شعر کهن یا وجود یا به ندرت بعضی از شعرا می‌توانستند تاثیرات ایجاد کنند در نتیجه در واقع این شباهت بین جنبه‌های ادبی قرآن با شعر جدید را در واقع میبینی با ادبیات مدرن یه جور خلاف قاعده در واقع در قرآن اتفاق افتاد این جلسه می خوام از اینجا در واقع بحث شروع بکنم که جلسه گذشته در انتهای سوال شد که این بحث پیش اومد که واقعاً ریتم کلام صرفاً به این وزن عروضی ربط نداره من خودم یکی جواب این سوال یه شعری از فردوسی خوندم که به نظر من خیلی واضح که تغییر ریتم اتفاق می‌افتد در حالی که وزن عروضی داره ثابت می‌ماند عوامل دیگری هم که ریتم کلام رو در واقع تحت تاثیر قرار می دهد فقط هجاهای کوتاه و بلند نیستند جدایی از اینکه جای بلند با هم دیگه فرق دارند و این در واقع تئوری وارد کرده در آزمون تئوری عروضی که بر اساس وزن شعر را تعیین شد خیلی تئوری با همراه با ساده‌سازی و اگه همین الان بخواید میتونید رو پیچیده‌تر بکنید مثلاً هجاهای بلند را به دو نوع تقسیم کنیم تا خوب دیگه برام خیلی سخت میشه یاد گرفتن اینکه مثلاً یک شعری بر اساس چه وزنی دارد گفته می‌شد ساده‌سازی مثل هر علم دیگه ای در واقع معادل گرفتن هجاهای بلند با همدیگه انواع جای بلندی تئوری به وجود آورد طرز تاثیر چیزهای دیگر قرار می‌گیرد اولین چیزی که معلوم می خوام در موردش بحث بکنن که فکر کنم خیلی مهم اینه که در واقع شما هم اینکه بالاخره توی این فواصل موسیقی نوت‌های انگار قرار می‌گیرند که انگار دارند موسیقی در واقع شکل می‌دهند که شما می ذارید جدایی از معنی ها کل ما چه معنی داره بزاره کنار هم به صورتی در واقع حروف که حرکاتی که بیشتر در قرآن حرکت ها نگاه می کردیم که حرکت های لندنی حرکت های کوتاه یا ساکنان نگاه می‌کردیم و خود محوری که نوشته می‌شود اما به دلایلی نمی‌توانند ریتم تند و کند بکنیم در واقع بسته به اینکه حروفی که نوشتی همنشین های خوبی برای همدیگه هستند به دنبال حمله به راحتی تلفظ میشن یا نمیشن ریتون کند یا بعضی از حروف کنار همدیگر قرار بگیرند خیلی سعدی صراحت تلفظ می شوند بعضی ها اینطوری نیستند مثلا فرض کنید مثال خیلی ساده است که بهشون میگیم حروف به اسرائیل بی زبان هیچ نقشی تلفظشون بازی نمیکنه فقط با باز و بسته شدن مستر لب شما اگه تعداد می مرا دنبال هم دیگه مثلا فرض کنید میمی این جوری بگید ما با هم دیگه خیلی خوب دنبال هم دیگه میاد دنبال هم خوب کنار همدیگه بشینن ولی یه حرف میاد با یه حرفی که از حلق میاد و ممکنه همنشین های خوبی نباشد ممکن با هم سازگار نباشد قاعده خاصی نشان می تونید اینا رو خودتون بگید و کشف کنید کافیه سری در واقع این حروف کنار هم بگذارید و ببینید که با هم دیگه خوب سرافراز میشن یا نمیشه معمولا تکرار یه حرف اگه پشت سر هم نباشه خیلی خوب ریتم تند میکنه یعنی مثلاً تعداد زیادی با فاصله اگه بیارید بعضی از حروف کنار هم سه نقطه یا نمیدونم هی جیمی اگه روش تشدید بذارید خوب تلفظ نمیشه این خاصیت هایی که حروف دارند واقعاً کسی شاید لازم نباشد داخلی کلاسیفایر بکنه شعر آن چیزی که خیلی خوب می فهمند که چه چیزهایی کنار هم بیان سلیس میشه جانان میشه و از قدیم در واقع ما یه صنعتی داشتیم تحت عنوان واج آرایی زبان فارسی بهش میگن که صنعت شفن در واقع بیان و صنعت شعری که با استفاده از تکرار یه حرف یا بعضی از حرفهایی که همنشین های خوبی برای همدیگه هستند و وزن های روان و سریع کلام زیبا ایجاد می‌کند در اشعارش همه شعرا و مخصوصاً حافظ فردوسی از این روش را می‌بینید که یه حرف یا دو حرف زیاد تکرار شده و باعث شده که زیبایی در واقع تلفظ خیلی راحت شده نمونه هایی از اینا رو براتون می تونم بخونم از شعر فارسی و نمونه هایی از قرآن هم ببینیم که در قرآن از این تکنیک ها خیلی زیاد سعی می کنم بگم که تفاوت‌هایی که وجود داره چیه ه بخش عمده‌ای از چیزی که ما به عنوان فصاحت می‌شناسیم سلیس بودن کلام

10:00

تحت تاثیر قرار می گیرد که شما یا واژه‌هایی که بازی کردید یا کنار همدیگه چی دیدی از لحاظ طرف با هم دیگه هم آهنگ هست یا نیست که عدم هماهنگی باعث این میشه که شما توی کلام تو سکته بیفته نتونید خوب پیش برید و بی تو نمیشه و اگه هماهنگ باشند خیلی خوب پیش میره از این دو طرف با همدیگه هماهنگ هست اگه دنبال هم بگید مثلا حروف داریم دستور زبان به شنیدن اصوات چیزهایی که مثل اینکه صدای آب را بشنویم یا صدای جوشیدن آب و قل قل یا بوم بوم بوم که میدونم همه اینها همه اینها از واژه‌های ساخته شدند که باهم نشینیم شعر درباره خوبه دنبال هم دیگه میام می بینید که اینا چیزایی که راحت تر از همیشه برای همین از آن استفاده می‌کنیم که خودش دنبال هم دیگه تکرار کنید با خودش هم نشین خوبی نباشد ولی با لامپ همنشین خوبیه این بستگی به این داره تلفظ چجوری انجام میشه تلفظ میشه و آیا این رفت و برگشت بین غافلان ساده است برای ما آسان نیست و فیزیولوژیک به نظر میاد که ما چه جوری در واقع این پروژه می کنیم توی دهان خودمون از دهان چه جوری از زبان و فضای دهان چه جوری استفاده می کنیم باعث میشه که بعضی چیزها لک لک مثلاً یک کلام با کیفیت خیلی خوب توی کنار همدیگه میشینم میخونم که حالا چرا قشنگ از حافظ شروع می کنم یه مثال از فردوسی نوشتم که این واژه استفاده می شده و الان میشه در شعر نو هم شما به انواع در واقع همین واژه ها را دارید در واقعه فن ادبی که برای زیبایی کلام از استفاده استفاده غیر از زیبایی و مثلاً ریتم تند دادن و این شعر معروف حافظ و فکر می‌کنم همه شنیدی میگه رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود با تعداد ۳۱ مصدوم که پنج تا سینه پشت سر هم داره تلفظ چه جوری دیگر می‌افتید توش همینطور دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق دارم خوشش میاد یه زیبایی در واقع کلام که این سینا به دنبال هم دیگه اومدم شعر خیلی معنی دار خوبی هم هست این شعر معروف خیلی معروف حافظ که بعضیا میگن یکی از کلیدی ترین ابیات حافظ حساب میشه از نظر شناخت در واقع شعر حافظ میگه کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز شاید که بازبینیم دیدار آشنا را با تکرارش این واژه ها را شکل داده بازی مثال از مثال معروف از فردوسی که با ۴۳ نفر با چه حرفی که با هم دیگه خوب در واقع تلفظ میشن آورده می گه چو چپ راست گرد هم آورد راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست مصرع دوم فشردگی و چه توش زیاده و خیلی خوب در واقع می بینید و همون دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود در همین بیت فردوسی یه نگاهی به اینکه صداها ایجاد بکنند که شبیه مثلاً فرض کنیم چیزی است که دارند توصیه می کنند باشم‌تو شهرستانی صرفاً سلیس بودن و ریتم تند دادن نیست چون تسویه بگسست صدایی ایجاد میشه از افت مهره ها نمی خوره به اینکه سریسین بشنوید یا این که میگه تو چپ راست کرد و خاور راست کمانکشی صدای ویژه حالا به وجود آمده در اثر این که تازه کشیده شده و کمال خم شده به خروش از خم چرخ چاچی بخاست یه مقدار نظری به این داره که صدایی در واقع از اینکه ایجاد کنه که شباهت داشته باشه به این صدای خم شدن کمال و کشیده شدن ذهن این شعر خیلی زیبا و خیلی معروف اقبال که با میم ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست نه دانیم توی این بیت آمده و باز این جاست من نگفتم بلکه فقط تکرار می نیست این صداهای آهم بیت زیبایی دادند ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست ۴۵ بار صدای آ دارید که در قبال شروع میشه یا به این ختم میشه خیلی شعر زیبایی از تلفظ به اضافه اینکه خوب است همه این شرکت در محتوا اگر ممکنه بشه بدون محتوای خوب از این رو زیباتر از یه حرفی رو به هم می‌چسبند مهم اینه که اینجا شعرا خیلی محتوای زیبایی دارد در عین حالی که از لحاظ بیان زیبا استناد مصوبه نشات می گیرد بازهم نشینیم باب که دو تا حرف لب هستند توی این شعر که میگه لبش میبوسم ودرمیکشم می به آب زندگانی بردم پی ها و به حدی زیاد است که در زمان با جلب شروع میشه بالاخره تقارن این شکل به اضافه اینکه هرچی واحدی که تکرار میشه بزرگتر باشه معمولا طرفدار راحت‌تر می‌کند یعنی حالتی است که کلمه تکرار بشه با دوتا معنی مختلف این جا می‌بوسم و در میکشم میسر می دارید میبوسم ودرمیکشم می بینم ای بامی بزرگتری که داره تکرار میشه برای همین باز ریتم تند تر میکنه شعر و از نظر لفظی جالب تر می کند از این رو این مساله تا دلتون بخواد تو ادبیات کلاسیک سالم سال های خوب و بد داریم این مساله که من گفت مساله خیلی معروف خیلی خوبی هستند یعنی مثلاً اینکه فقط تکرار مدنظر نبوده که رکورد بزن اگه هشدار می تونید بکنید حافظ میتونه ۸:۳۰ نه اون بی تو دستام بکن اگه یه بار را عوض کنیم ولی واقعاً این شعرا این بودند که معنی و محتوای شعر خیلی قربانی این بکنند که بخوانی صنعتی رو نشون بده شهرهای متوسط پایین که صنعت میخواند به چشم مردم بیارن و ازش استفاده کنن شعرای بزرگ صنعتی تو دستشون واقعاً در واقع ابزار دستشون بود برای اینکه به خوبی و زیبایی هرچه تمام تر بزن ظ ویژگی‌های شعر شیرینی که تقریباً این نگاه کنید اگه حرف تکرار نشده دو سه تا حرف یه سری حرف‌هایی که طرف زیبا می کنند و راحت می کنند کنار همدیگر اومد خیلی خیلی زیاد در نسبت به بقیه شوهر فراوانی بیتایی بگیرید که ملاک بذارید یه نفر ۷۸۰ حرفی که با همدیگه قرابت دارند و همنشین های خوبی هستم توییت آمده باشد ملاک های حافظ به بالای ملا که شما گذاشتید این ابزار در مورد حافظ داره به عنوان یک شاعر خیلی بزرگی که همه معمولاً به ارادت دارند و به نداشته باشد ولی حافظ همه کسانی که دوست دارند ممکنه بعید میدونم به حافظ علاقه نداشته باشد حافظ یکی از ویژگی‌های این که اصلاً انگار دوست نداره صنعتی که استفاده میکنه خیلی تو چشم باشه این ویژگی خیلی اتفاقات ویژگی مدرن و جالب اینکه خیلی وقت‌ها شما حافظه که هستید من بعد از مدتی میفهمی که توی بازی جالبی با کلمات با حروف شده مل داره که شما خیلی نبینم یه بار این اتفاق برای من افتاد یه بار بیشتر چندین بار با یه بار خیلی نکته جالبش اینه که یه خط نوشته بود و این شعر دوش وقت سحر از همه وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چون خط نوشته بودیم و و شکسته نوشته بود و نون ها رو کشیده بود نگاه کردم دیدم که تو همه به این و آن وجود سوریه ای که این چنین و تا آخر چه جوری

20:00

سعی می‌کنیم بازی با این عنوان رو این قدر با معنی که آدم وقتی داری میری نمیدونه برای خودم داشتم می خوندم بی تو که بر سر آنم که گر زدست برآید دست به کاری زنم که غصه سرآید یه دفعه متوجه شدم که دست و سر داشت این دو تا مثل عوض شد در سر آنم که گر زدست برآید دست به کاری زنم که غصه سرآید قشنگ و با معنی که شما نمی‌بینید آدم های متوسط به پایین تا حالا من نمیخوام شاعر خاصی را معمولاً چون اصلاً مشغول صنعت معنی از معنی خاصی نداره شما صنعت را می بینید از نظر محتوا اونقدری شما جالب نیست که در واقع افزایش الفاظ و بیشتر نگاه می کنید متوجه سرطان میشید حافظ بهمن طالبی از خود آقای امیر امیری فیروزکوهی جایی نوشته بود که شاعر معاصر گفته که من دوبار در طول عمرم در موقع خوندن شعر حافظ غش کردند از حال رفتم و بعد توضیح داده که هر دو بارش برای چهل سال متوجه شد که اینجا یک اتفاق عجیبی توی این الفاظ افتاده که ندیده بوده و از شدت هیجان از حال رفته خودشان شاعر بوده فکر کنم یه چیزی متوجه بود که چقدر این کار سخته لازم نبود که از حافظ زندانی بکنم چون چیزهایی که اینجا مثال زدم دوتاش از حافظ بود فکر می‌کنم این ویژگی شعر حافظ که با استفاده کاملا غریزی خیلی درست حروفی که با هم سازگارند یه دو زیبایی لفظی به شعرهایش می‌دهد که خیلی حالت روان و خوبی داره که توی اشعار خیلی از شاعران می‌بینید در واقع اول بگم که تو قرآن خوب خیلی هر کسی قرآن خونده باشه میدونه که تو خیلی از جاهای قرآن پر از اینجور در واقع استفاده از حروف مثلاً تکراری و حروف با همنشینی بالا برای اینکه کلام در واقع زیبا بشه فراوان در تمام دری سوره های جز ۳۰ و به دلیل و ریتم تند و آهنگی که دارند بیشتر آشنا باشد ولی شما در تمام سوره های قران تا جایی که احکام دارد گفت همیشه درباره چیز خیلی ساده که حالت شاعران ندارم صحبت میشه از این دقت کنید این بازی هایی در واقع با حروف کلمه بازی را در مورد کلام خدا به کارگردانی خورده کراهت دارد ولی بلاخره حالا میفهمم منظورم چیه لااله الا الله به اندازه کافی این حالت دارد که شما شعار اصلی در واقع دین اسلام از لام الف تشکیل شده که همینجوری یکی از ویژگی‌های ذکر لا اله الا الله اینکه شما لازم نیست دهنتون رو تکون بدید و بگید زبونتون فقط یه خورده توی بالا پایین میشه و این سقوط در واقع تولید میشه حالا یه یه مثال از استفاده از شبیه من لا اله الا الله من تو مثل همون شعری که من زدم فکر استفاده از کنار همدیگه که من میشد باز به دلیل اینکه دوست دارم از نظر محتوا دارم میگم بهت نمی تونستم بگیرم از قول حضرت موسی که حقیقت الا الله العلی الله الحق کلا یه سری لا موافقم که پشت سر هم اینجوری میان و نکته این که آخرش روی قاف مجدد مثل اینکه استقرار پیدا می‌کنیم تا تهش یه چیز خاصی است حقیقت الا الله العلی الله الله عربی قاف کاف مشهد تنگی نخاع جمله قطع می کنید زی استفاده از سیم توی یک آیه از جز سیم سوره تکویر فکر می‌کنم شاید آشنا باشید همین رو شنیدید فلاح نسل جوان الکن است و لیل اذاعة اثر و صبح پریزاد طرف است همه حروفیه سین دارند از یاد او تاثیری ندارند و یه روانی خاصی و سلامت بینایی داریم تو دلتون بخواد دیگه ای توی کتابهای وجود داره که حه های زیادی به این نوع مثال های خاص از قران اختصاص دادن برایم خیلی زحمت نمی‌کشند مثالی که برای خود من هم بزارید دیگه اینجا دارم و ببخشید الی که حفظ نیستم بزار از روی این بخونم میگه الله قال الذین قالو انالله فقیر و نهم اغنیا صنعت اوباما غالب و قتل‌عام الانبیا به غیر حق و حقوق این همینطورم چندتا غافقی نداره ۱۰ تا ۱۰ تا قاف قیمت پایین آمده و یا این یکی آیه که میگه زینک رو به کل عینک آفتابی زینک رو به کل زینک فرو و رونمایی مکرالله والله خیرالماکرین این ۹ تا کافتر د دیگه کلا مثل همیشه خداحافظی من میگم شمارای صنایع لفظی از حروف و تقریباً هر آیه قرآن برداری یه چیزای تو میتونی پیدا بکنی یه چیزی که خیلی تو باران استفاده میشه این حالت به اصطلاح منم چه اسمی براش بزارم نمیدونم اسمشو گذاشتن یه چیزی شبیه جناس جناس اینکه شما دو تا کلمه رو دو کلمه این همه میگن جناس تام این اجلاس غیر تام که یک بخشی از یک کلمه فکر کنم توی همین مقوله نمی گنجد بخشی از یک کلمه تکرار بشه بیش از تکرار حرف تاثیر می گذارد امسال بازی فکر می‌کنم که خیلی‌ها تو نشنیدی در وصف منافقین میگه مذبذبین ذالک مذبذبین بین مذبذبین بین ذالک مثل اینکه این دو تا چیز کنارم دیگه تکرار می‌کنیم بیش از این تاثیر میزاره یا نمی دونم دوتامون داره که این واحدها کنار همدیگر دارند تکرار میشن یه حالت خاصی به کلامی یا این آیه ای که میگه که غزاله من و مامانم یهو من الان است خدای دیگری بود لعلا یعنی برتری می جستند و از هم علاقه است ولی خوب بلاخره شده است این علائم برتری جستن از دو معنای حرف به اصطلاح اضافه الان به علاوه بر آن علاوه بر که یا حالت جناس آهنگی آهنگ بی کلام یه چیزی که در ویژگی زبان عربی اونم اینه که شما تو زبان عربی با استفاده از وزن دادن واقع چیزی که فارسی هم این کار را نمی تونید توی چون با بردن به وزن ها گرامر عربی وابسته به اینکه یه چیزی رو مثلاً فرض کنید میخواهید مفعول شب کنی میبری در وزن مفعول و فاعل طائب در همه چیزهایی که اسم فاعل همین وزن فاعل و دارد این باعث میشه که بتونید ه های آهنگین و خوبی بسازید که از این استفاده در واقع از ویژگی‌های گرامر عربی هم تو قرآن تا دلتون بخواد آهنگ در واقع تولید شده برای مثلاً طاعون العابدون الحامدون سائحون را که اون ساجدون عامل زبانی پیدا نمی‌کنید که اینجوری بشه توش راحت حرف آمران به معروف و ناهیان از منکر و حافظون الهی و بشری همون که یه ریتم خاص با استفاده از واژه در واقع فال اسم فاعل است یا سوره هایی که اینجوری شروع میشه مثل ناشرات نشن چون با وزن در واقع در این مفاهیم فاعل با بر وزن فاعل ساخته میشه و

30:00

کلمه های قبل از فرم در به دلیل گرامری دارند این تمرین آخر میگیرم برابر خیلی خوب در واقع دنبال هم دیگه با یه وزن مشخصی میاد ال هایی که آن هم سالی که کتابی ندیدم خودم هر وقت می خونم برام مثل شیرینی داره شروع میشه که مثلاً فراموش بکنی یه ترکه تولک وجود دارد که گفتنش و تو که خیلی خوب در واقع کنار میاد یه روانی خاصی داره برای خاطر همین که چیزی شبیه جناس در واقع به وجود آمده با طعم هلو که که اصلاً دومش در آن دیده نمی‌شود و وقتی تلفظ می کنید برات لک روی خودرو برتر دار ترکی مثالهای فراوان صدها مثال توی کتاب های مربوط به قرآن مخصوصا تو سالهای اخیر که روی وزن خیلی کار کردن وجود داره که میتونید به شما مراجعه کند اما و من یه چیزایی که نوشته بودم این تعریف‌ها رو نخوندم براتون که مثلاً کلا وقتی از فصاحت در کلام صحبت می کردند و می کنند هنوز هم کتاب‌های چاپ شده تحت عنوان نظریه مثل صنعت ادبی و به زبان فارسی و عربی همچنان حرف اصلی ساعتی کلان که هست مثلا میگن از ویژگی‌های کلام فصیح خالی بودن واژه ها از تنافر حروف متنافر کنارم حالا بگذریم از اینکه در مورد کلمات را بدنبال داشته باشه و مخالف قیاس نباشد ولی در مورد تلفظ تنافر حروف و جزو چیزهایی می دونم که مغایرت من تو دلتون بخواد میتونم از قرآن مثال بزنم که تنافر حروف روزه داری می خوام الان گفتم یه صنعت واج آرایی خیلی خیلی متداول در تمام ادبیات دنیا اشعار دنیا وجود دارد در قرآن مثالهای زیادی است که می خوام برم سراغ اون جایی از قرآن که کاملاً متفاوت و نهایتاً می خوام به این نتیجه برسد که اصولاً قرآن دنبال اون چیزی که در شعر قدیم برای از واج آرایی بودن نیست در واقع هدف است که این چیزی که دارم میگم الان ۵۰ ساله که مثل من خیلی روش کار کردن چیزی نیست که من بخواهم به شما ارائه می کنیم حداقل ۵۰ و ۶۰ ساله که کتابهای زیادی نوشته شده با همان محتوا مثال هایی با تنافر حروف کلمه هایی که بسیار بسیار گاهی اوقات سکته ایجاد می‌کنند در کلام تلفظشون سخته در قرآن کمیاب نیستند خیلی جاها الان می بینیم آرایش های حروف در قرآن برای سریع شدن و زیبا شدن و ایجاد کردن نیست گاهی درست برعکس می خواد که پیش از این واژه استفاده میشه که اصلاً تلفظ ساده نیست تنها فروش داره که کلاسیک شیک حضوری با فصاحت انگار نمیخونه این کار مثل اینو میگه الان نخواهم ربنا یومن ابوسن قمطریرا نعت عربی خوب بگیریم تای اون وسط میاد خیلی طرفه و سخت می‌کند در مورد قیامت میگه فرزاد جاعت ساخت یه سال یه جوری میخوای بخونی میتونی تند بخونید به اضافه اینکه از عربی وقتی که تشدید اظهارات بکشید و با این حال اگه نخوایم بگین بگین کلام زشت میشه کلان به اصطلاح فقهی نمیشه درست میشه حالت روانی خودشان کاری که شما خیلی ادبیات کلاسیک می‌بینی که شاعر یه جایی مثل رسمی این تعریف که خوندم خیلی جای تعریف های مشابه استفاده از کلمه که این جوری یه جوری مخالف با فصاحت دونست همیشه در اینکه کلا از روان بودن نینداخت تو قرآن بارها و بارها مثلا وقتی که میرسه موسیقی جهنم یا قیامت هول انگیزی رو برای شما بیان می کنیم اصلا اینطور نیست که دیگه واژه ها مثل پرنیان روان و نرم باشند کنار همدیگه بلکه یه فروغی کنار همدیگه میان با تشدید که حالت شدتی در واقع ایجاد می‌کند یا حالت به اطلاعات دروغی روان با سکته مجبور می خورند که یک واژه رو در واقع انگار با طور تفصیل تلفظ بکنید که تعریف کلاسیک خیلی با فصاحت نمیخونم بزار یه آیه که فکر می‌کنم از سید قطب مثال و مفصل مطمئن نیستم ولی فکر می‌کنم مثال سید قطب مفصل در موردش بحث گردیده و آمد مالکم اضافی الله الله کسانی که ایمان آوردید مالک مزاقی چرا وقتی که شما گفته میشه که این فروغی سبیل الله جهاد در راه خدا رزاقی الکمان فرو فی سبیل الله ساق لتوم العرض تشکیل روی سه نقطه که تلفظ سختی قاف ساق لتوم الارض اینکه رو نمیاد تا آنجا که ۱۳۰۳ سینا یعنی زمین را سنگین می شید رو زمین می‌رسید که شما سنگینی را احساس می‌کنیم که اینا نرفتن اگه این همین روال ادامه پیدا می‌کرد که انگار با اون چیزی که دارو گفت همیشه هماهنگ نمی‌شد تا یه جایی که حکم داری میاد روان ادامه پیدا میکنه وقتی به این عمل اینا میرسه واژه اومده که میتونست باشه دیگه ای باشه من این کلمه خیلی‌ها واژه اجباری نیست اینجا می‌خواهیم به جهاد سازی واژه‌هایی که این حالت داشته باشد ولی این واژه واژه ای که اینجا خوب کلام و در واقع متوقف میکنه اون رو میشکنه برای خاطر اینکه با معنایی که در واقع ارزش داری می گیریم تطابق دارد اختراعات ساعت و قمر جوانی به آن معنایی که انتظار داریم نداره هست ولی این تشکیلات کلاً حرفی که تو عربی شدید تلفظ میشه ساعت و شب قدر قمریه روی سین با یک کشیدن آب از شغل قمر توصیف یک اتفاق مهیبی که قرار بود در قیامت بیفته بنابراین طبیعی که انتظار نداشته باشید شما در این که میگه نفر بیاد درباره صحنه فجیع یک کلام پرنیان مانند به شما احساس می کنید که خیلی کار و هنرمند قرآن چیزی که رعایت می‌کنیم این نیست که همه جا کلمات روان و فصیح به معنای کلاسیک باشد بلکه بسته به اینکه چه محتوایی داره بیان میشه کلان میشه نرم میشه یه جایی توقف پیدا میکنه واژه‌های استفاده میشه که به شدت تنفس چون ممکنه دشوار باشه و این چیزی که در تمام قرآن را می بینیم همان طوری که ریتم آخر جلسه گفتم که ریتم یه جوری در قرآن است اینکه چیزی گفته میشه اگه آیات احکام ارث با یه ریتم خاصی نسبتاً خوب دارند همیشه همینطور تا آخر شب اگه یه جایی درباره قیامت داره صحبت میشه دیگه چیزی نفهمیدم تند و مناسب ریتم تند استفاده میشه اگه نه ریت مطابق با معناست که این واژه هایم به شدت بیشتر از ریتم به چشم میاد که در واقع همراه با این واج آرایی به نوعی در واقع سعی می‌کنیم که نعنارو انگار یه جوری از گروه موسیقی هایی چیکار کنیم مثل اینکه متناظر موسیقی های معنا را در واقع بسازیم اتفاقی که میگم ۵۰ و ۶۰ ساله که مسلما خیلی مطرح کردن این فکر می کنم اولین بار سعید قدسی کتابش این موضوع را بیان کردم اینقدر مثال های خوب و جالبی آورده همه قانع شدند که اینجا ماجرا است انگار یه چیز دیگه ای نباید درباره فصاحت قران به معنی کلاسیک صحبت بکنیم این تکنیک دیگه که خیلی برای تو ادبیات کلاسیک شناخته شده نیست بازم اخته نشده بودن به این معنا نیست که هیچ نمونه‌ای در ادبیات کلاسیک نتونید پیدا بکنیم که شاعری

40:00

همچین کاری رو در واقع انجام داده باشی مثل اینکه حرف استثنا پیدا میکنه همون جوری که تغییر ریتم اموزان عروضی کار و استادانه ای که بعضیا کردن ولی اینجوری نیست که هنوز پخش نشده باشه یا به خوبی توانسته باشند انجام بده این مثالی می خوام بزنم منطقی جاش اینجا نیست ولی چون احساس می کنم که چند جلسه بیشتر صحبت قرار نیست بکنم و به این موضوع اصلا نمی رسد دوست دارم که همین جا این مساله رو بگم حالا اگه وقت شد درباره داستان و دیالوگ های قرآن یه جلسه جداگانه گذاشتیم میتونم تو تکمیل مثال بزنم در این حالت فخامت و درشت شدن کلام متناظر با محتوای که دارد گفت همیشه زدن توی کتاب ۳۲ قد و ده‌ها کتاب دیگری که بعدش نوشته شده از جمله قرآن شناسی آقای فولادوند به زبان فارسی این کتاب های عربی به فارسی ترجمه شده انگلیسی که حتماً موجوده یاد میتونی پیدا بکنی منم رد می‌شود از این مساله ای که می خوام بزارم زیاد معروف نیست و عرف نیست درباره صحبت کردن شما به عنوان نمونه در واقع کامل اینکه چیزی که بیان میشه با محتوا در واقع شیوه بیان با محتوا سازگاره و اینجوری نیست که مثلاً فرض کنید من همانطور که این درست نیست که همه آیات قرآن روانت زیبایی مثلاً ادبی دارند به معنای کلاسیک ش یعنی خیلی نرم و باریک و زیبایی پیش می گیرد بلکه جاهایی واژه های سنگین میاد چند تا واژه‌هایی که طرفین سخت کنار هم قرار می‌گیرند که شما را در واقع با این محتوا انگار بیشتر میکنه میخواد درباره شماره در جریان معنا محتوا به تا اینکه به زیبایی ظاهری به کلام بده به همین معنا چون به هیچ وجه نمی‌توانیم بگوییم که مثلاً فرض کنید پیامبر در قرآن زیبا صحبت می کند دونم مومنین زیبا صحبت می‌کنم واقعا کی گفته و چه جوری گفته که خیلی دوست دارم یه مقدار شما به سخنرانی های فرعون در قرآن صحبت می کنی چقدر زیبا صحبت میکنه حرفه‌ای حالا کفرآمیز خودشو بسیار زیبا میگه چرا برای خاطر اینکه واقعاً فرعون شخصی بلیغی بود سخن می گفت اینطوری نیست که پیامبران از آنکه بالکن صحبت می‌کند از جمله حضرت موسی برای مثال اولیه جمله زیبا از قرآن نخونده باشه خیلی حفظ نباشه خیلی آشنا باشه خیلی خوبه که ازش بپرسید که این جمله رو فکر می‌کنی کدام یک از پیامبران گفته ما احدی کم الله سلیمی در رشاد قالب فرعون ماوریک و عراق و ما احدی کاملا سعید ارشاد جمله سریال یه لحظه تحت تاثیر قرار می گیری می کند نمی بینم ماوریک نشونتون میدم و با احدی کاملا سبیل رشد و هدایت نمی‌کند غیر از طریق راه رشد خیلی حرف در مقابل این تذکر می‌دهم که اونجایی که موسی را همیشه میگه که رجبعلی وزیر من علی هارون اخیر از اونجا موسی میترسه که قراره با فرعون درست کنیم برای اینکه خوب میشناسه از دوره بچگی میدونی که این زبان آور این هرچقدر خود به خون و حرفهای جالب بزنه بیرون کم نمیاره هر جایی که فرعون توسط قرآن صحبت می‌کنی در اوج بلاغت در حالی که موسی وقتی به شده مثلاً این هایی که همتون احتمالاً می شناسید هول انگیز بودن لحظه و هر که در بیابان می رفت یه دفعه یه آتش رو میبینه و دینداری میشنوه که این ایه الله در مورد حضرت موسی اینجوری بود که خداوند مستقیم صحبت کرده دیگه اولش خیلی چند برابر شده تنگ فرشته وحی بیاد بالاخره با صدای موسی کلا حرفهایی که اونجا میزنه این حالت به اصطلاح معروف شدن و افتادن توش هست که کودک رهنی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی رجبعلی وزیر من علی هارون اخی اینجاست که خوب لازم است به اینکه و القدر لسانی یفقهو قولی برای خدا توضیح میده که این چیز زبانی در داریم که مشکلی که دارم ولی توضیح می‌دهد برای خدا بر اینکه حرف من بفهمم اوزیر منه علی به نظر شما بگم دیگه منظورم اینه که هارون اخیر به خدا بهش میگه که اون چیزی که تو دستت توضیحات اضافه روی حالت انگار روانی موسی فرعون در اوج بلاغت حرف می‌زنیم و از همه برتر قاره بنی اسرائیل که مومنان حرف می‌زند هرجایی شما کلا قوم بنی اسراییل قرآن ببینید یا در حد خنده داری حالت پیش پاافتاده و غیر در واقع تبلیغ دارند یک سالی که شاید شنیده باشید که جایی به موسی میگن که به ما چیز بده از این میگه که من دارم میرند و مدام از آسمان در قرآن مفصلی در مورد زیاد درست کردن که چی بود دیگه خسته شدی پیاز میخوای بدست می خوای مثلاً با الفاظ چیزی و یا مو سالن صبر التعامل واحد فلق النار به اینکه تو به خدا به خودشون از این رابطه با خدا نداره تورو به خدا بگو بگو زیاد خودشون اهلی نیست دعا کنند چیزی به طول عرض منتقل ها مرگ سایه ها و فوم ها و عدس ها و سریال ها لازمه ها آخرش بیاد یعنی چون جمله روان تر می توانید حتی لازم نیست و لازم نیست که شما آخر همشون هی بگید که بسته‌ها کیسه‌ها فاکتور بگیرید میتوان از تخم های لازم نیست بلکه چیزی که میخوای در واقع عدم زبان آوری دیگه اینا کلا یه جایی است که میگن که دیگه فکر کنم یادداشت نکردم از این یادداشت کردم که رفته مصالح ساختمانی نام رفتن عبادت کردن و همه چیز به هم خورده بود که چرا خلاف کردید بعد کرده بودند که غیر از خدا نپرستم ما اختلاف را آماده کرد ما خودمون به خودمون و لاک ناخن و ملا زارمن زینتی آیا چیزهای زینت فرعون یا اینا رو با خودمون می بریم فقط افلا ها دیدار انداخت و کزاله القسام ری ینجوری انداخت اول تا آخرش چی دارم میگم چرا گوساله پرستی دید میگن ما از این خلاف وعده نکردیم و توسط زینتا و داشتیم بعد اینجوری شدم انداخت تموم میشه گفت یه چرت و پرتا رو بهتون می گفتند عصبانی نمیشه کلا بنی اسرائیل در آن حرف می‌زنیم یعنی اصولاً اینکه کلام قرآن همین دقیقه نه کلامی آدم غیر بعدی خدا رو بیان

50:00

میکنه بعضی از این چیزهایی که مشترکین در مکه با پیامبر گفتند در قرآن بسیار به نقل شده که این حرف خیلی خوبی حرف زده همون جوری تو قرآن اومده کلاً نوسانی که بین بلاغت عدم بلاغت ۳ ساعت و عدم تساهل بسته به اینکه چی داره میگه کی میخواد برسونه قراری بنی اسرائیل عابدی بدون نبودن همینجوری بود در سطح حرفه‌ای کفرآمیز داره میزنه ولی همون جوری حرف می زد و قرآن هم همونجوری نقد می‌کنیم حضرت ابراهیم در بی نظیر از همین مساله فهمید که واقعاً حضرت ابراهیم نحوه دعا کردن همان قدر زیبا بود که ما توفیق را نمی‌بینیم و برهمین دعاهاش نقل از زیاد خوردن چیزی که من می خوام بگم الان مسلمونا در واقع حرف کلیشون درباره فصاحت قرآن اینه که حالا اینکه چقدر به صورت تئوری دقیق بیان می‌کنند خیلی دقیقشو ندیدم ولی نهایتاً خود مسلمونا به این نتیجه رسیدند که در چند سال اخیر که قرآنی ویژه ویژگی دیگر غیر از این ویژگی در واقع بیان کلاسیک که کاری که در واقع داری میکنه اینه که هر عبارتی که در قرآن می بینید از لحاظ ریتم از لحاظ حروف و موسیقی که در واقع به وجود میاد به نوعی متناسب با معنای باشه که و تأثیری که قرار است که مخاطب بگیره نه بر اساس زیبایی یا همون فصاحت به معنای کلاسیک ای مثال بزنم فکر می کنم که باز دیر شروع کردیم قرار پذیرایی بشی من نگران اینم که بحث بعدی که می خوام بکنم به نظر خودم خیلی مهمه و می‌ترسم به سوال جواب زیادی نرسیم عقب خیلی مختصر مفید بود و امیدوارم حداقل ۱۲۰ دقیقه نیم ساعت آخر شب بتونیم سوال جواب کنیم ولی این مسائل مثالی که باز فکر می‌کنم از سید قطب به که این که چه جوری خیلی ساده نیست ببین مثلاً فرض کنید اگه یه حرفا رو طوری بچینم که آنقدر تند بشه که شما به نفس نفس بیفتد می خوام معنای و در واقع برسونم که اصطلاحاً به معنای نفس گیری این حالت روانی که در کلام در شما ایجاد کردم به اون چیزی که میخواستم بگم وجود دارد در دست تئوریک من ندیدم مثل من خیلی دقیق بیان می‌کنند اینه که هر کسی که یه الفاظ را تلفظ می کنه یه حالت های روانی در شیراز میشه حرف بزنیم ممکنه به سمت عصبانی شدن اگه ممکنه یه حالت روانی ایجاد کنند مثلاً آرامش‌بخش باشد کل خود موسیقی آرامش بخش باشه میتونی نگران کننده باشه برای اینکه من یه جوری در واقع کلام و تنظیم کند که محتوای روانی و معنوی چه معنایی که می خوام بگم با این بخونه خوبی هنری که به نظر می‌آید در کلاسی که نیست همین الانم خیلی به نظر نمیاد کسی ادعایی هم چیزی یه مثال سید قطب میزنه میگه که حروف هستند وقتی که صحبت می کنید بالاخره اینجوریه که نفستون رو از این تارهای صوتی و این دستگاه صوتی تون به سمت بیرون فشار می دهید و حالا با زبان و تارهای صوتی تنظیمات به وجود می‌آید که صدای بالاخره ساز بادی است تا حدود زیادی با نفس من کار می کنید حالا یه سری حروف اضافه در زبان عربی در همه زبان که خیلی نفس خالی می کنه می گه خیلی کم خالی می کنند ولی مثلا فرض کنید اگه بگید به یاد بگیرید در عربی حجیمی یا ه دو چشم مخصوص هی جیمی اصلاً با این حجم از نفس صاد که به اصطلاح عرب میگن ویژگی سفیر داره نفس خالی میکنیم حروف نفس خالی می کند که به این حقیقت صبح تنفس تقریباً نفستون بیا که میگید باید نفس بکش با این چهار حرفی نفس خالی کن توی این دوتا عبارت است از نفس تو خالی میشه با این طرف است حالتی از صبح اشاره می کنیم که آدم وقتی میاد بیرون هوا خیلی تمیزه دوست داره نفس بکشه صبحه صبحه نفس نمیکشه حالتی از صبح که با نفس ما مثل یه جوری هماهنگی ما نفس میکشیم انگار صبح داره نفس میکشه و سپس به نفس شما را ظرف مدت کوتاهی نفستون رو در واقع قطع می‌کنیم که مجموعه نفس بکشید با این آیه هماهنگ یه مثاله این شکلی صداقت میزنه این چیزی نیست که به این راحتی بشه در واقع روش استدلال کرد در خاتمه این علم به نظر من وجود ندارد و فقط طول کشید متاسفانه دانشی دارد به وجود میاد که تو سال اخیر گزارش در مورد این کارهای تحقیقاتی جدید انجام داد از عنوان روشنفکران و سمنتی کس که ادعای این کسانی که این کار می‌کنند اینه که در که حروف بی معنا نیستند در خاتمه این حالت دارم دیگه میم مثل مادر ما یه حالتی داره اینه که در حال تحقیق را انجام دادند در نهایت تعجب خیلی از آدم هایی که خلاف این فکر می کردند نشان می‌دهد که چقدر زبان‌های دور از هم واژه هایی داریم که از لحاظ تلفظ و معنی مشترک دارند و از یک طرف به هم نزدیک کند در حالی که ما مطمئنیم که اینا از زبان همیشه نیستند زبان سرخپوستی دیتابیس معروف استفاده کردند که انجام داده و تعداد خیلی زیادی پیدا کردند که مقاله این شهر پیدا کرده گاردین گزارش چاپ کرده که در واقع مثلاً فرض کنید به معنای گرفتن و نشان دادن تقریباً در همه سطوح زبان بررسی شده تو چی موجود دارد نمیدونم فلان واژه در نظر گرفتند و نشان دادند که دو تا حرف نزنم تکرار میشه میتونم مقدماتی علمی باشه که به ما بگه که حروف چه خاصیت روانی دارد یعنی گفت چون میدونی که بودایی یا یکی از مهمترین تمرین های عرفانی شوند که میم تلفظ میکنه یه جور خاصی برای اینکه مدیتیشن بکند چرا میم تلفظ می کنند بلکه میم صداش توی سرم میپیچه حالتی که میخوان هر حرفی حالتی به ما بوده و ترکیب حروف و پیچیده شاید یه روزی خیلی دور بتوانیم با ابزارهای دقیق اندازه گیری اگه بگی مردان مسلمان نمی تونم بیام یه جای خیلی دقیق می کنم بگم که حالت روانی که این الفاظ کنارم دیگه اینجا ایجاد کردن با این معنا هم آهنگ هست یا نیست الان یه سوال می زنند ولی خب مثلا یه چیزی که من گفتم چیزی که ما به راحتی می بینیم که این که ریتم و اون اصطلاح همنشینی و غیر همنشینی است و به اصطلاح بودن طرف‌ها به وضوح با معنی خیلی هماهنگی خوبی داریم ولی ادعای بزرگتر یه جور مثل شبیه‌سازی حالت روانی که تو معنا قرار وجود داشته باشیم چیزی که فقط میشه فعلا ادعا کرد ولی اگه کسی بخواد نشون بده از هر کاری به نظر خیلی پیچیده نیست ولی من فقط خواستم بگم این مطالعات شبیه این شروع شده ممکنه یه چیزایی برسی شبیه همین که بعضی از ویژگی های جالبی دارند که برای همین بعضی از معانی با اینا یه هماهنگی و کاری لشنی ایجاد می‌کند انجام بدیم قبل از اینکه به سه بعدی شروع کنم بگم به نظرم این بحثی که قراره الان بگم درباره تک واژه ها کلا مهمترین حرفی که این جلسات قرار بزنم از نظر خودم برای مثال رو یادآوری کردند که چرا نگفتی مساله اصلی در واقع تکرار واج آرایی قران با پلاستیک و فراموش کردم بگم مثال برای خودم جالب برای خاطر اینکه همین سالها قرآن خونده بودم و یه بار تصادفاً متوجه شدم بعد دیدم که تو کتابا اومده ولی چون خودم کشفش کردم برام همیشه چیز جالب این فکر کنم از واج آرایی کلاسیک یه جور شاید رکورد

60:00

جهانی محسوب بشه استفاده از تکرار می کنیم و به سوی سوره هود اشتباه نکنم تو طوفان نوح تموم شده و قرار کشتی به سلامت به زمین بشینه میگه که نون به میم و به توجه به این خصوص آن به به سلام منا و برکات علیکم و منم و من و همسرم اعضا بوعلی ۱۶ تامین داره که ۸۰ پشت سر هم و رکورد جهانی از این نظر که نمی تونید توی زبانی به غیر از عربی اضافه کنم چه کاری بکنیم ویژگی عربی که اگه نون ساکن قبل از یا تبدیل میشه باعث شده که بشه این تکرار به وجود آورده ایم ما هم باید بگیریم و بعدم ویژگی جالب به نظر من پیدا کرده بودم این رو زیاد شنیدم که کتابش اشاره به اینکه وقتی میخواد انفجار نیم هست یه دفعه بهش نمیرسی مقبره سه تایی کنار همدیگر هست حالت اینکه صعود میکنه به قله میرسه بعد نزول میکنه نیما به طوری که تعداد خیلی زیادی نشان می دهد که خیلی نزدیک به سلام من نا تنوین روی بعدی اومده منا ۳ تامین کنار هم قرار گرفته یه ذره که میری جلو دیگه کنارم میاد ۱۶ تا کلا توی یه جمله نیم دایره و یا تعداد نسبتاً زیادی به این دارد که فراموش کردم بگم دیگه ای بود که معروف‌ترین مثال فکر می‌کنم و واج آرایی کلاسیک بیماران بریم سراغ واژگان موضوع واژگان به این دلیل که به محتوا و تفسیر و این چیزا خیلی به شدت در واقع مربوط میشه فکر می‌کنم بحث خیلی مهمیه و گفتنش هم توی یه فرصت خیلی ساده نیست منم خوب در حد اینکه بفهمیم گوشی قراری که بگم که در واقع مسئله واژگان چیه اصولاً ما میشه گفت که درباره تک واژه توی نظریه ادبی کلاسیک خودمون چندان بحث خاصی نداریم حداکثر اینکه میگن که مثلاً از واژه های غیر فصیح بعضی از واژه‌هایی که تلفظش غیره استفاده نکنید از واژه‌های مهجوری استفاده نکنید و مثال های کتاب های کلاسیک می بینید که مثلاً فلان شهر خاقانی که توش کلمه خیلی عجیب و غریبی که کسی معنیشو نمیدونن اومده شعر خوبی نیست و چیزی که خیلی گفته میشه اگه حرفی درباره واژه‌گزینی شاعر و ادیب و درست باشه یعنی مثلا اگه این مفهوم رو میخواد بگه یه واژه اینجا به کارمی بهترین واژن را انتخاب کنیم و این واژه خیلی خوبی هست الان موقع سخنرانی خیلی وقتی واژۀ پیداش نمی کنم یه چیزی میگم فقط به دنبال واژه شبیه سازی گشتم پیدا نکردم دست دوم یافت افتاد گفت این پیش میاد دیگه چیزی نمیخوام بزنم واژه خوبی را انتخاب نمی کنم که شاعر و ادیب باید واژه‌گزینی خوب باشد حداکثر چیزی که در باره واژه ها و نظریه ادبی و صناعات ادبی این حرف‌ها گفته می شده و میش چیزی که در واقع ما توی قرآن می‌بینیم که بحث کاملاً جدایی میان مهمترین مسئله در باره زبان قرآن باید بهش توجه بشه اول جدا از بحث درباره قرآن اینکه زایی که میگم نظر شخصی منه خیلی جای بحث داره ولی من احساس می‌کنم که شاید بزرگترین اشتباه تاریخ بشر از عدم توجه به مسئله اهمیت واژگان واژگانی زبان از هر چیز دیگه ای برای بیان و کشف حقیقت مهمتر مهمترین ابزاری که شما باید داشته باشید که بتوانید تحقیقات و کشف کنید که واژگان مناسبی داشته باشید استفاده کنید بی توجهی در شهر مستند در فلسفه سقراط درباره حقیقت صحبت بکنیم اینجوریه که اصلاً انگار متوجه نیستند که واژه درست و غلط درس قرآن فقط به گزاره نسبت می دهد در حالی که به معنای واقعی کلمه با واژه های غلط داریم ه‌هایی که به چیزی اشاره نمی کند اشتباه وصل شدن به این واژگان کاری که میکنه برای ما توی زبان جهانرو افراز می‌کنیم و برای هر قطعه اسمی مزاری اگه نادرست افراز بکنیم واژه های نادرست داریم نمی توانیم درباره حقیقت خوب صحبت کنیم درست باشد از واژه‌های استفاده بکنیم که به معنی های در قرآن حال من این مثال می‌زنم در شاهدند درباره موضوعی قرآن صحبت می خوام بکنم دوباره از قول پیامبران در قرآن می شنوید که به مشترکین میگن که شما میان وعده هایی که شما می پرستید اینها اسمائی هستند شما که اندام و با کمی آن را نامگذاری کرد بتهای سری اسم چیزی وجود نداره یه چیزی من گفتم برای خودم مفهومی یه چیزی در نظر گرفتم گذاشتم نامگذاری که میشه انگار رسمیت پیدا میکنه که درباره اش حرف زد هزاران واژه میشه پیدا کرد همه زبانها نادرست از نشدم چه چیزی درست در عالم خارج اشاره نمی کند در گروه خود واژه بیمار واژه درست نیست و ترکیبهای واژه مفصل بحث کردم الان می خوام با اشاره به اینکه فرض کنید غریزه جنسی و غریزه جنسی شما بدیهی جنسی داریم الان میتونم یه جوری براتون بکنم که مطمئن باشید که این واژه اشکال دارد مهر در تئوری پشت شکم و تئوری درست نیست و روند پذیری و خفن میتونید از این واژه استفاده بکنید هزاران واژه و ترکیب‌های واژه‌ای است که ایراد دارد بنابراین اصولاً این چیزی که توجه به زبان از جمله توجه به واژگان حداقل به اصطلاح وجود داره میگه زنگو دکتر یوسفی نزدیک ۱۰۰ ساله که وارد دوره ترنینگ داشتیم در فلسفه خیلی جاهای دیگه بشر توجه به اهمیت زبان جلب شد فلسفه قرن نوزدهم پخش زبان توش نیست در حالی که الان فلسفه زبان یکی از مهمترین بخش‌های تحلیلی که فلسفه آکادمی که در واقع در بحث می‌کنیم تازه فلسفه قاره‌ای آدم های پست مدرن میزبان فوق العاده اهمیت دارد زبان مهم و بار در واقع به معنای واژگان با خودش یه بار تئوریک و حمل می‌کنیم بنابراین از این واژه ها را بپذیرد یه حرفایی دیگر را پذیرفتید که این واژه ها را رسمیت این واژه را پذیرفتیم ن دست ساده نیست می خوام واردش بشم لازم ندارم واقعا بیشتر بحث ادبی داریم می‌کنیم نکته‌ای که از این که حداقل توی این بعد از این گوشی ما میدونیم که مجموعه واژگان و زبان هر زبانی که فرهنگ را خودش دارد هیچ چیز خیلی متداول یکی میگه یعنی به زبان فارسی صحبت بکنم یا به زبان عربی نیز با بار معنایی و فرهنگی تو بستگی داره مثلا فرض کنید خیلی پیش پا افتاده می زنم از سیتا واژه دارند ما یه دونه باشی بیشتر نداشت از روی میتونید بفهمید این شرایط زندگی چه جوری از روی مفاصل ژاپنی ها صدها واژه زبانشون وجود داره که

70:00

مربوط به احساسی که نسبت طبیعت آدم میتونه داشته باشه نشون میده که فرهنگ طبیعت خیلی مهمه شماره تور ژاپن بزرگ شدن زبان مادری ژاپنی باشه و روستا واژن رو ببینید این واژه ها باعث می شود که شما احساس تو نسبت به تقویت بیشتر از یادم باشه که توی فرهنگ زندگی می‌کنیم که واژه نداری یا کم داریم بر اینکه وقتی این تمایل را بزارید آدما میرن تو طبیعت توجه به اینکه الان از اون موقع هم دارند یا از اسم داریم احساسات برنامه هسته‌ای خود نسبت به طبیعت توجه می‌کند حداقل کاری که واژه ها می کنند که توجه ما را به یک موضوعاتی جلب می کند حداقل ۳ هزار کار دیگر میکنند بنابراین سوال اینه که اگه الان ایرادی که بعضیا می‌گیرد میگن که فرهنگ عربی در قرآن انعکاس پیدا کردیم بنابراین که این چه جوری که خداوند و کرده ولی عناصر فرهنگ عربی در قرآن هست اگه با استفاده از لینگویستیک میخواد حرف بزنی اینکه اصلا نمیتونم بگم وقتی که از زبان عربی داره استفاده میشه و فرهنگ عربی هم میاد دیگه مگه من میتونم از زبان عربی استفاده بکنم فرهنگ عربی توسط بنیاد مشکلی وجود داره که اب مستدرک به هر زبانی بیاد از این واژگان استفاده می‌کنیم واژگان معامله فرهنگی و بنابراین این آثار فرهنگی توی کتابی که قرار باشد به وجود این که این در واقع اگه دنبال یه اشکال در نظر بگیرید که پاسخ خیلی ساده ای داره البته عجیب زبان قرآن به معنای زبان عربی است مطمئناً از کالاهای عرب که اکثر اسلام شناسایی کلاسیک هستند از این حرف خوششون نمیاد بر اینکه افتخارشون که قرآن به زبان عربی و سعی می کنم توی نیم ساعت توضیح بدم که منظورم چیه که زبان قرآن زبان عربی نیست زبان عربی حجازی امروز نیست نکته اول اینکه در مورد واژگان کتاب های نوشته بزرگ ژاپنی که اسلام شناس بزرگ هم بوده و در حد اسلام‌شناس بزرگی بوده که توی تهران سال‌ها عرفان اسلامی به معروف ترین آدم های اسلامی که می‌شناسید در تمام آدم های مهم عرفان و فلسفه اسلامی تو ایران قبول داشتند ایشان به عنوان یک آدمی که متخصص اول عرفان و فلسفه اسلامی و خیلی چیزهای دیگه یکی از اسلام شناس بود که کتابی در سوئیس و تائوئیسم میزان تسلط شبه صوفیسم و تائید این کتاب می‌تواند بر اینکه هر دو تا رو چقدر خوب می شناسد این تطبیق هایی که می تونی جا کتابدار درباره واژگان قرآن کتاب خیلی پایه اساسی به اسم خدا و انسان در قرآن درس های زبان شناسی پایه تا حدودی میکنه یه کتابی خود کاربردی تحت عنوان مفاهیم اخلاقی و دینی در قرآن کلاً نیم ساعت صحبت ما انجام میدم به این دو تا کتاب که علاقمند شد این کتاب رو بخونید که لایه گزارش و خلاصه‌ای از محتوای دو کتاب در دقیقه و میدن اگه دوست داشتید که گفتم قدم‌های خوبی درباره زبان فارسی زبان شناسی توصیه می‌کنم صفحات اول این دو تا کتاب بخونید تا قبل از اینکه به بخش‌های مربوط به حرف حرف این که هیچ کدوم از مفهوم واژگان اخلاقی و دینی قرآن مطلق در زبان عربی به این معنا به کار نمی رفتند یعنی مثلاً فرض مثال خیلی جالبی که یکی از ده ها مثال می‌زنیم که فشردگی جالبی دارین که مثلاً ان اکرمکم عندالله اتقاکم در زمان نزول قرآن اعراب چی می فهمیدند از این آیه اگه به من نیومده میرفتم یه جمله رو میگفتم به عرب ان اکرمکم عندالله اتقاکم زبان عربی پیش از اسلام را هم تمام مثلاً فرض کنید و طول موج و مطالعه کرده و کرامت در عرب جاهلی به معنای اصل و نسب اشرافی داشت نبوده یعنی کریم کسی بوده که به خانواده بزرگی تعلق دارد این واژه کریم تقوا واژه منفی در عرب یکی از مهمترین صفات یک مرد و شاید حتی انسان بیشتر صفات اخلاقی به مردم نسبت داده می شد شجاعت هر واژه ای که کوچکترین نشانه ای از ترس باشه واژه نفی از نظر اخلاقی و تقوا از واژه ترس اتفاقا کند یعنی مثلاً چیزی که یه عرب قبل از قرآن میفهمی یعنی ترسو تر می شوند محتاط ترین شما کسی که بیشترین محافظت از خودش میخواد بکنه آدم شجاع که از خودش محافظت میکنه میره برات از خاک به زبان عربی قبل از قرآن یعنی با اصل و نسب ترین شما نزد خداوند نزد الله یا الله هم خیلی با الله ما یکی نیست بگه که از همه بیشتر از خودش مراقبت میکنه کاملا کاملا عبارت بی معنی در زبان عربی ینطور تو این دو تا کتابش نشون میده که کلمه واژه ایمان تقوا به معنای تسلیم حق بود در زبان عربی وجود ندارد این مفهوم اسلام که فقط به صورت مسلم به کار می‌رفتم به معنی منفی آدمی که در مقابل زور تصمیم مومن ایمان به این معنا که ما می شناسیم وجود نداشته و هیچ کدوم یعنی فرض کنید اخلاص ملک و فرشته الله واژه واژه ها وجود نداشتند به این معنی که در قرآن آمده مطلق به کار نمی‌رسد مرحوم اخلاص و فرهنگ عربی نداشتیم تقوا نداشتیم که از مرکزی ترین مفاهیم اخلاقی قرآن در واقع حرف که میزنی چیز خیلی پیچیده نیست که قرآن این واژه را تاسیس کرده واژه وجود داره این مسافرت تقوا به معنای بالاخره کلمه وجود دارد ولی این به این معنی مفهوم پیچیده قرآنی که معلوم می شناسیم بچگیت قوانین تحریم نمی فهمیم منظور از تقوا در دین یعنی چی خداترس بودن پرهیزکار بودنی که من مواظب باشم که گناه کار بد نکنم شیطان مثلاً در کارهایم دخالت نکنیم و تقوای این حالت مراقبت از خود در مقابل و بدی‌ها و اینکه کار خود کفن بسیار پیچیده است که از یک طرف مقابل شکر از طرف مقابل ایمان توضیح داد و گفت قرآن دقیقا چیه نه عراق قبل از قرآن به قرآن می‌بینیم نمی‌توانیم چه جوری این اتفاق افتاده که این اتفاق خیلی عجیبی نیست خیلی از شعرا واژه‌هایی را به معنای جدیدی استعمال می‌کنند که وقتی مدام استعمال می‌کنند شمارتو خود متن می‌فهمید که این واژه از این شاعر چیه قبل از حافظ به این معنا که حافظ به معنای خیلی مثبت به کار می‌برند نداری تو ادبیات حافظ رند و مقام جدید در واقع ایجاد کرده که مقام خیلی بالایی رند بودن بیشتر به معنای مسافرتی شمال از ادبیات متداول رنگ یعنی آدم که کلک می‌کنیم در حالی که در حافظ مفهوم خاصی داره که شعر حافظ خوانده باشد بالاخره حسی پیدا می‌کند در واقع واژه میشه اینجوری تاسیس کرد شما یه چیزایی مفهومی تو ذهنتون هست اگه مدام به کار ببرید و طرف مقابل را مدام بشنوه کمک می فهمی که شما منظورتون از این واژه چی مخصوصا اینکه واژه خوبی را از این واژه های موجود انتخاب کردند

80:00

تقوا همینجوری رنگ انتخاب نشد یا ساخته نشده از واژه ترس میاد از واژه از ریشه میاد که معنی مثلاً کردن داره که میخواد در موردش به کاربری میخوره اینکه ۵۲ قرآن پشت همکاری بین چون تقوا داشت اینجورین شد اینجوری شد تقوا داشته باشید که اینطوری نشید کمک می فهمی یعنی چی این طوری نشده اینطوری بشه ایمان همینطور اسلام یک کتاب مفاهیم اخلاقی و دینی قرآن نگاه کنید این مفاهیم و نقل از مفاهیم اخلاقی و دینی و قرآن مطلق در زبان عربی به این برنامه بودند رئیس جمهور سعی میکنه یکی یکی توضیح بده که اینا چه جوری در واقع چه معنایی دارد و چه جوری در واقع معنی به وجود آمد برابری و حداقل در مورد مفاهیم انتزاعی دینی و اخلاقی مطلق آن واژه های جدید ه‌ها قدیمیت مفاهیمی که در قرآن مطلقاً نمی کردم من اگه آدم بخواد منو قبول ندارم ولی بالاخره توی صورتی نوشتم که یه چیزایی تو قرآن هست که هنوزم گفته نشده سعی کنیم اونارو خود در مورد جذب کنیم من فکر می‌کنم به راحتی به این ادعا کرد که هیچ کتابی در طول تاریخ به اندازه قرآن واژه تاسیس نکرد اگه مقام دوم بخواهیم بری من اطلاعاتی که من دارم فکر می کنم هایده هایده تو فلسفه آش ده ها واژه تاسیس کرد واژه هایی که به طوری که در مورد چیزهای میخواد حرف بزنه تا حالا کسی حرف نزد خوب چیکار کنم مجموعه واژه دیگه واژه بذار یه واژه هایی از چسباندن بعضی واژه ها درست کرده بعد از واژه‌ها را برداشته و اگر این جوری نیست که مثل شعرا استعمار شما معنی رو‌بفهمیم معمولاً سعی کنید ولی روشن را ندارد اما وقتی میخونی اگه خوب فهمید چی میخواد بگه کمک می فهمید و به چه معنایی دارد لذا این یک واژه مرکزی فلسفه‌های جمله تعریف کنید بفهمید منظورش چیه دیگه برای خودش روشنه ولی در فرهنگستان فلسفی کسی برای شما چه نداشته میگه در موردش صحبت میکنه چه کسانی که تلاش می‌کنند کمک می فهمند که منظورش چیه ممکن است نفهمن همیشه این خطر وجود دارد که نفهمه ولی فکر کنم فهمیدم به خاطر اینکه ملاک روشن نیست کی کی فهمیده همه هر کی بخونم من مطمئنم در مورد همین واژه که کسی که فلسفه هایدگر میخونه اکثریت چون متوجه نمیشم واقع منظورش چیه چون باید نسبت هستی داشته باشند نداشته باشند که بالاخره یه آدمی که به احساسات جدیدی میرسه که تا حال کسی تجربه نکرده چه جوری میتونم در موردش صحبت کنیم و مجبور یه سری واژه به اصطلاح انگلیسی جدید بگه تا حالا این وجود نداشته قدیمی رو به سر می‌برند و قرآن در قرآن شامل همه واژه‌های انتزاعی اخلاقی یعنی میشه یه دونه از این نیست که قبلاً در فرهنگ عربی به این معنا به کار بستند و ملک و الله مفصلی را توضیح می دهد که الله می گفتند ولی الله این بود که ما به عنوان خدایی که همه چیز را خلق کرده اللهم یکی از خدایان الله در زبان عربی وجود داشته واژه وجود داشت این مفهوم الله با این صفات قرآنی مطلق اعراب است الان خودم می‌گویم اللهم وال من نمی‌فهمم الان یعنی چی یعنی فهمیدیم که قرآن را بفهمیم بنابراین اینکه واژه رو میفهمم یعنی چی تا تهش رو میفهمم که فرق اللهم‌صل با فرشته میفهمم ولی واقعا نمیفهمم یعنی چی ما با جارو حدود نمیفهمی اسلام اگه یه نفر تو فکر می کنم هر ۲۰ دقیقه چیزی گفتم دیگه حالا یه توصیه می‌کنم به اینکه علاقه مندی به این کتاب رو بخونید در مورد این مفاهیم این شکل و یه مثال بزنم که این مساله به نظر من کلید واژه اسلام در قرآن هر کسی در قرآن بخونه کم‌کم از استعمال واژه اسلام می فهمی که اسلام این اسلامی نیست که ما میگیم اسلامیه مفهوم دینی تقریباً نزدیک به ایمان یعنی اگه یه نفر مسلمه حالت روحی رسیده که در مقابل حق تسلیم میشه حق رو می پذیرد بری ربطی نداره و طرف مسلمان باشه یا مسیحی باشه یا دین دیگری داشته باشد این حالت همانطوری که ایمان ربطی به اسم مسلمان بودن نداره مثل در قرآن مسلمان می‌زنیم منظورمان این نیست که پیامبر اسلام به عنوان پیغمبر پذیرفته و پیروی می‌کنیم مثل می باشد ابراهیم مسلمان بوده موسسه نماد اسلام به کسی که تسلیم حق خدا هرچی بهش بگین قبول میکنه حتی اگه عشق فرمان می دهد که پسر خود جذب کند بدون این که چرا ی کنید این کار را انجام بدهیم تسلیم بودن در مقابل حق یعنی اینکه همه فرمانهای خدا به هر چیزی که حق بدون را انجام می‌دهیم در قرآن آیه است دین الله اسلام دین نزد خدا فقط اسلام و هر کسی دیگه ای داشته باشی خدا نمی پذیرد یه دونه به این معنا می گیرند که تنها دینی که خدا قبول میکنه اصلا معنی مسیحیت و یهودیت قبول نیست آن نوشته دیگه اثری که میذاره روی فهم قرآن درست فهمید از همه مهمتر واژه‌ای قرآنی درست فهمید اگه من از ذهنیت و عرب امروز کلمه اسلام به معنای اسمی که به دین اسلام گذاشتن به کار میبره با این ذهنیت برم قرآن به خونه هزار تا اشکال ممکنه برام پیش میاد هم در مورد اسلام خیلی واژه های دیگر است که در طول زمان معنای دیگری پیدا کردن باید بفهمیم که در قرآن به چه معنی است چه جوری میشه فهمید اولین نکته این که چه جوری در قرآن استعمال شده را به نحوه استعمال واژه توی کتاب نگاه کنید به ریشش نگاه کنید بعد اگه مثلا فرض کنید اطلاعات کافی نیست میتونید بکنید در بعضی از واژه ها به چیزی که اعراب می گفتند ولی اصل ماجرا اینکه ببینید واژه در خود قرآن چه جوری استعمال میشه و اینکه در یک کاری که شما در کتاب های فقه اللغة درباره واژه های قرآن نوشته شده استناد می‌کنند که اعراب اینجوری استعمال می کردند کلانی که از استقلال برای فهمیدن معنی واژه تو قرآن اینکه یک دوره جاهلیت ببین اینجوری استعمال کرد یه جور فقر تئوری در واقع شد و از اول اشاره کردم که ما اصلاً در به اصطلاح نظریه ادبی کلاسیک واژه گزینی داریم مبحث خلق واژه نداریم چون کم اتفاق نیافتاده جایی نداری طاقت یه نفر بیاد بگه شاعر شاعر بزرگ ده تا واژه اضافه کرد مثلاً فرض کنید به واژگان شعر هیچ هنری به اینکه چه جوری میشه این کارو کرد کسانی که واقعاً فکر تو قرآن چه جوری این همه واژه به وجود آمده و شما می خونید و برای خاطر اینکه از بچگی به من خیلی از این واژه ها را سعی کردند درست یا غلط منم واقعا توصیه می‌کنم به چیزهایی که از بچگی به تو اعتماد من فکر کنی میفهمی یعنی چی همانطوری که فکر کنی میفهمی اسلام و قرآن یعنی چی یه مقدار به استعمال این واژه ها بیشتر دقت کنید که مطمئناً به تو نگفتم بنابراین کلاً موضوع خیلی مهمی در واقع سر و کار داریم اونم اینه که به اندازه کافی تئوری اصلا وجود نداره که چجوری انجام میشه ستایش شده باشه یا مثلا الان

90:00

خیلی می‌شنوید به اصطلاح ادبیات انگلیسی نفر ستایش اولین کسی که واژه را کوک کرد نی خلق واژه فلسفه مثلا خیلی مهمه اولین بار این واژه را به این معنا استعمال کرد نظری کلاسیک و این بحث‌ها وجود نداره راهی براش را چاق نشان دادن در مورد واژه قطع کردن این همه وقتی کلاسیک درباره آثار حافظ که مثلاً درباره رند الان تو ادبیات معاصر سالهای اخیر به اینکه متوجه شده ولی قدیم خیلی کمی دیگر متوجه بشیم نقطه از این بیشتر درباره معطوف به مفاهیم اساسی اخلاقی و دینی در قرآن به نظر و ماجرا خیلی خیلی از این تردگی بیشتر یعنی حتی واژه‌های واژه‌های در قرآن وجود دارد که خیلی هم مفاهیم انتزاعی را ندارم ولی باز به معنای عربی من یه شواهد بیشتر از این ادامه ندادم فقط به نظرم این موضوع فوق العاده کلیدی و مهم اینه که باید هر کسی که میره سراغ قرآن به این موضوع توجه کنیم که این واژه مقدار در مورد شیوه در واقع درک خودش از واژه‌ها و متولی که پیدا می‌کنید که چجوری بفهمیم مقدار دقت کنیم بگم چند تا روایت یا داستان وجود داره ده تا صد تا صد ها که در قرن اول در زمانی که هنوز سحاب زنده بودن درس هایی در مورد قران تقریبا گرفتن کل تفسیر قرن اول موضوع اصلی واژه ها هستند یعنی او را از ابن عباس می پرسیدن که خاطرات یعنی چی یک روایت خیلی معروف است که یه نفر از ابوبکر پرسید که تو سوره عبس اومده فاکهه و عبا از ابوبکر پرسید که با کرد که خود یعنی میوه عباس یعنی چی ابوبکر گفت من یادم نیست دقیقا مثل من چیکار کنم من نمیدونم مثلاً فلان بلا سرم بیاید درباره کتاب خدا چیزی بگم که نمی دونم از عباس روایت خیلی باز معتبر از عمر هست که یک بار در یک جمع می پرسید که فعال کردن یعنی چی کسی میدونه نمیدونم عباس یعنی چی واژه نیست که اعراب به کار می‌بردند روایاتی وجود دارد که یک واژه ای در قران که نمی فهمیدند رو یه نفر در گفت همان‌طور که قبیله است در فلان جا شنیدم این واژه را با این برنامه کار می‌کند یعنی اصلا موضوع واقعی نیست فقط یه سری واژه‌های این شکلی خلق شده باشه که مفاهیم انتزاعی دینی از واژه‌های ساده که به نظر می‌آید شعر قراره اشاره بکنم شناخته شده نبوده بزرگترین کسانی که در زمینه علوم قرآن کتاب نوشته کتاب معروف اعتقاد نزدیک ۱۰۰ صفحه توی چاپ استاندارد عربی کردن موجوده اره واژه های غیر عربی در قرآن مطلب نوشته هایی که برای اعراب شناخته شده نبود ریشه‌های غیرعربی داشتند و نمیدونن بعضی هاشون میدونن معنی برای من خیلی روشن نیست چون اگه بخوای درباره قیامت صحبت بکنیم وضعیت شبکه‌های دیگر نیستید صحبت کنیم که مردم شبیه چیکار میتونم بکنم که واژه ها را استخدام کنید که شاید اشاره به یه چیز مهم می باشد که ما نمیدونیم کنار پاک کردن یه چیز اینجا وجود داره به اسم عباس چه جوری میشه به مردم چیزی که ندیده و توضیح داد که واژه‌ای شد صدای این واژه یه چیزی تو ذهنم ایجاد بکنیم که شبیه اون چیزی باشی که اونجا است گفت همیشه یه چیزی که الان اینجا هست شاید که ریشه و در همان قبول پیدا کنیم یک اشاره به این باشد که این چیه شبیه چیه ولی گفتنش راحت بوده سدرة المنتهی یعنی چی تجربه عرفانی برای حضرت رسول موقع و پیش آمده که جبرئیل را در صدر المنت ها دیده واژه را پیدا کنید و این گیاه منتها می کند وقتی شما درباره جهان عرفانی در جهان درون پیغمبر درباره جهان آخرت در مورد چیزی صحبت می‌کنیم که نیست چاره ای نداشته باشید به غیر از اینکه برای اینکه چیزی اشاره کرده باشه چیزی که مهم است این واژه استفاده کنید چقدر این واژه به راحتی قابل ممکن عارف یه روزی به بزرگ بفرمایید المنت باید تجربه عرفانی پیدا کنید بفهمید دقیقا نفهمیدم چرا گفته شده منتها تجربه عرفانی شباهت این واژه را به این حقیقت را شروع می‌کند با واژه های زیادی در قرآن داریم که جای بحث دارد و باید کار بشه ممکنه بعضیاش واقعا ابهامات به راحتی قابل برطرف شدن نباشه ولی سر جای خود نشستم یه چیز به چیزی اشاره می‌کند که ما ممکن است دسترسی نداشته باشیم ولی معنیش این نیست که هیچ وقت من را بر هیچکس نشه ممکنه دریایی کشف شده یک ساله چیزهای بفرمایید یه بار یه جایی یه نفر استدلال شواهد تاریخی نشون میده که معنی واژه ها برای پیغمبر که روشن نبوده که نمیشه از پیغمبر نپرسیده باشند از خواب این واژه یعنی چی پرسیدم و جواب نگرفتن که بعد از هم دیگه دارم می پرسم ر میدونی یعنی چیانه بدونم چجوری میخواد به شما توضیح بده الان پیامبر چیکار میخواد بکنه بفهمیم که سید از جبرئیل را در صدر المنتها دیدنی چین بود که تجربه عرفانی مشابهی نداشت بنابراین حرفش این بود که پیام برام توضیح می داد شواهد نشان می‌دهد که پیامبر خیلی از این واژه هایی که مبهم بوده برای مردم رو در واقع بهشون به ایشان می‌گفت و به نظر میاد ازش پرسیدم این قسمت در اسلام که میگم خیلی مساله جالبی قرار بگیرد و ادبیات مدرن همه چیز ادبیات مدرن خلاصه اتفاقی افتاده مثال زدم و فیلسوف یه چیزی الان وجود داره یا می‌خواهید بکنید آن سن شعر بی معنا نمونه خیلی معروف تو ای آلیس در سرزمین عجایب یه اشعار اینجا وجود دارد و واژه‌هایی که معلوم نیست و همه میگن که جالبش اینجاست سریال مرفت شما یادتون نمی شه خیلی معروفی کاپوچینو میدونم چیزی که به کار برده و واژه های دیگری که وجود ندارد را به کار می‌برد ولی یه جوری میخونی تقریبا چی داره میگه آفرین باکی نداریم ولی واقعا اینطور نیست که وقتی که میخوندی نفهمید که درباره آن صحبت می کنه می گن که این بوده که خوب دنیای عجیب و غریبی رو تجربه میکنه بنابراین چیزی صحبت میشه من نمیدونم چیه جعفر بانک نکته ترسناک برای کسی که قران میخونه که الان به روایت او دیکشنری وارد شد به جلو چه چیزی نوشته عصر جدید برای شما که تجربه مدرن ما نشون میده که شما به کار ببرید کمک مردم بالاخره معنی بهش نسبت می دهد و متداول میشه بعضی مدت ممکنه یادتون بره که این واژه اونجا معنیش این نبود مسافرخانه جعبه رو باز کردم نبودی میدونم که هست ممکنه نوشته باشند عجیب و غریب ولی بچه ای که دیگه جعبه واکی شنیده از بچگیش به عنوان عجیب و غریب میشه رو میخونه به ساعتش رو نمی فهمید که

100:00

اینجا جعبه واکی را برای اولین بار به کار برد اگه بدونی ز ترسناکی که ما چقدر مطمئنیم که بعضی از این واژه‌ای قرآنی این بلا سرش اومد نیومده باشه اگه تعداد زیادی واژه نان سنتی قرآن بوده که چیزی که معلوم نبود چیه اشاره میکنه ممکنه معنی هایی که الان می شناسیم معنی های متعدد باشد که اعراب در واقع نسبت دادند چند تا از این واژه ها تو قرآن است به نظر من احتیاج به تحقیق خیلی جدی دارد که آیا همچین اتفاقی توی قرآن افتاده یا نیفتاده در حال حاضر ساعت تولید واژه قرآن با اختلاف زیاد فکر می‌کنم به عنوان یک کتاب ترمینولوژی در علم خیلی تولید میشه در طی سالیان سال چون میتونید به راحتی به یک کتابی پیدا کنید که به نظرم علمی اولین بار تو تولید شده ولی بالاخره هر دانشی ترمینولوژی خودشو داره قرآن شد از نظر تعداد واژه هایی که وضع کرده و در اولین بار معنایی به کاربردی با اختلاف زیاد بدیهی‌ترین کتابی که تا الان خیلی ادعای شخصی من فکر می‌کنم به راحتی میشه اگه هم این کتاب را بخوانید و واژه های تک واژه ها را بگذارید کنار باز فکر می‌کنم تعداد فوق‌العاده زیادی در واقع کلامی که داستان‌های چیزهایی گفته شده فقط حرفم با این نکته های اخلاقی دینی و قرآنی خیلی تاکید نمی کنه ولی من فکر می‌کنم تا جایی که چک کردم این ادعایی که می کنم درسته تکنیکی که در قرآن به کار میره که مثلاً پرتو ایمان یک بار در یک داستان گویی معنایی که ای شما آشناست به کار می‌رود و به ایمان از امنیت میاد یا معنیش باور داشتند ممکنه من از ریشه واژه خیلی نفهم که معنی واقعی چیه قرآن یه جایی توی داستانی توی دیالوگ به اصطلاح روزمره برادران یوسف آمدن یوسف از پدرشون بگیرم ببینم چه را که برای سرش بیاورد و امتناع می‌کند ببخشید جایی که به دروغ میگن که گرگ خورده اما انتخاب مومن الله صادق تو مومن به ما نیستی بلکه ما راست میگی از اینجا معلوم که من یعنی چی یعنی به معنی مرکزی به اصطلاح هسته مرکزی واژه مومن باور کردن در حالی که ریشه خیلی رو نشون میده که از امنیت میاد ولی در قرآن بیشتر درباره مفهوم باوری که شما ممکنه چیزی باور پیدا بکنیم به توحید احساس امنیت هم بکنید ولی نکته اصلی این کاربرد می‌بینید که مومن به معنای کسی که باورت داره همیشه چیزی که الان بیشتر در ایمانی فرد اسلام همینطوری واژه‌ای انتظار یکی نگاه کنید دیالوگ یه جای توی داستانی روشن تقریبا دیالوگ می فهمید که منظور می توانید معنی انتزاعی را کمتر آیا دیگه کشف کنید همه جا انتظاری به کار میره یه جایی محسوس در کنار یه چیزای انتظاری که کم‌کم واژه ساخته میشه ساختن واژن خیلی کار ساده ای نیست همینطوری من برای خودم بازی کنم و همه اختلاف ایجاد بشه با قرآن طوری که تقریباً مفاهیم اصلی هیچ اختلافی نیست ایمان و اسلام و اینا الان اصلا گفتن اشتباه لپی اگه نفر سکنه اسلام و قرآن به معنای دین اسلام دین کامل کردن هر مفصلی را می‌فهمید که اسلام معنی در قرآن برای دین اسلام به کار نمی کند معنی واژه ها خیلی خوب با دقت ساخته شد ببخشید من بازم به سمت طول کشید ولی گفتند که محدودیتی برای ساعت نه نداریم برای من سوال جواب می تونه طولانی تر از دفعه قبل باش شماره شارژ دستگاه تمام شده خوب اگه سوالی هست بفرمایید قبل از اینکه امنیت نسبت به من کاملا مو از ریشه واژه مشخصی که امنیت توش هست و در در واقع دوتا معنی رو باید همزمان در کسب کنیم که این چه چیزی که توش هم امنیت است باور ولی طعم نعنا شما واژه ایمان بهمن انتزاعی چیزاشو قرآن نگاه کنید به اصطلاح صرف شدنشو آمنا داریم مثلاً مومنین مومن داریم معنای خورده دورتر از اون استعمال جای واژه‌ی مانتو قرآن کاملا واژه یک مرتبه در قرآن داده است ولی در این مساله که میزنی نشون میده که اصلاً نباید مفهوم امنیت و از ایمان کاملاً جدا کنید و چیزی نگفتم اینکه به نظر میاد که تو قرآن واژه مومن برای کسی که باور داریم که صدق چیزی باورداره معنی مرکزی و قطعاً باید یک مفهوم تو ذهنتون میاد که مفهوم امنیت هم توش باشه واژه یه چیزی وجود داره که باور و ایمانی سری چیزا توش هست یه حقیقتی وجود داره که یه آدمی که ایمان میاره به حالتی میرسه اسم گذاشته شده و تجربه خیلی خیلی خوب میدونم دیگه اگه نه بگردم اصل ماجرا اینکه باید باور داشته باشد بعد این احساس امنیت می دهد بالاخره چیزهایی می تونم بگم که شما بفهمید که درباره چه حالت روحی دارم صحبت می‌کنند و همین و غیر مومن این باشد که آدمی تجربه خیلی پیچیده ای به خاطر اینکه از پوشاندن میاد ولی در عین حال نگاه می‌کنیم در مقابل شکر فقط مقابل ایمان نیست برابری کم کم تو ذهنتون یا حالتی شکل می‌گیرد یا حالتی که شامل همه این چیزاست و خوب درکش کنید می فهمید که واقعا یه حقیقت روح انسان وجود دارد که حالتی در ما وجود دارد که اسم خوبی برای همیشه به این اسم خوب برای گذاشتن چنین هم پوشاندن حقیقت اما مثل اینکه روی حقیقت پرده میندازم حقیقتو واضح یه من در واقع خودمو میپوشونم یا در واقع بیشترین جلو چشمات دارم میرم از این ناشکری حساب میشه و به خاطر اینکه در واقع ناسپاسی برای خاطر اینکه من در واقع دارم حقیقت را نادیده می‌گیرند و در مقابل چه کارهایی انجام می دهد نباید انجام بدم فکر کنم از تو دور بود که فهمیدیم پیچیده ترین مفهوم اخلاقی و دینی در قرآن به خاطر این جنبه‌های مختلفی دارد به نحوه استعمال اخلاص هم ریشه از دیگر هم استعمال های ساده تری دارند کلاً درجه‌بندی شکل ساده مشکل و بعضی واقعا حرف زدن در مورد تجربه های دینی انسان اسم بزارم کسی داشته باشه خیلی زود حالت داره میفهمه منظورش این حالتی که من در حالت عارف اگه همه حقایق المنت ها را ندیده باشه تا آن را به خودی خود به اسم قشنگ برای گذاشته ولی تجربه نداشتید رو یه مقدار در واقع همین جوری با تجزیه به مفاهیمی که می‌شناسید سعی کنید درگ کنید همیشه بزرگترین مشکلات ما در فهم قرآن و مفاهیم همه در سفر به معنای دیگری به کار رفتن غیر مسلمان و کافر در حالی که این کتاب اخلاق در قرآن دیاگرام کشیده که

110:00

میگه در تا قرن دوم این دایره کشیده و مومنین بودند مسلمان و یهودی و مسیحی بودن داد در راند دوم به بعد یه دایره است فقط مسلمانان هستند همه این یهودیان افتادم بیرون توی این تقسیم‌بندی که یه دفعه اولش د قران که می خونید حالت یه مسیح ممکن باشه ممکنه کافر باشد همانطور که مسلمان ممکنه کافر باشه منافقین جامعه اسلامی زندگی می کنند از نظر فقهی مسلمان است ولی از واقعیتی قرآن کافرند مفهوم معنوی و بعدا معنای دیگری پیدا کند در واقع مسلمان بودن یعنی اشهد گفتن شهادتین گفتن میشه غیر کافر مومن بقیه نشان کافر و احکام فقهی آن تقریباً تقریباً مهدورالدم مگر اینکه خلافش ثابت بشه این تغییرات یکی دوتا نیست واقعا مخصوصا توی این وقتی واژه اومدم توی فر ممکنه فقیر به معنی رو به من و کفر و قرآنی به کار نمی برم یه اصطلاح ترکیه فقط شباهت ظاهری داره با اون چیزی که تو قران میگه واقعا خیلی هاشون ممکن به راحتی اعتراف کنند که خود قرآن که به این معنا نیست که ما می‌گوییم شما به این معنا زیاد شنیدید قرآنی که دارید می‌کنید باید دانست که کفار و مسیحی‌ها و یهودی‌ها غیرمسلمان جز کفال و خطرناک در اسلام که گفتم درست برعکس می فهمید و به خاطر اینکه این که دین نزد خداوند اسلامی یعنی مهم نیست که تو باشی یهودی باشی یا مسلمان مسلمان شده باشی اعم از اینکه از کدوم پیغمبر داری پیروی می‌کنیم در مقابل حق تسلیم باشید مسلما این خدایان می پذیرد ولی باید نگاه می‌کنی درست برعکس شو می‌فهمید برای این واژه رو از همون حرفا که شنیدی در واقع دارید وارد آمریکا هم سالی که آقای محمدعلی جعفری واژه نجس در قرن دوم با کلمه نجس به این معنا که الان به کار می‌بریم نداشتیم است پدید مشترکین آدم‌های جدیدی هستند را ندید پرست تالار کتاب تعلم کرده بودند حالا که دیگه رو برداشتین آن را ندیده آدم خوبی نیست مثلاً درونشون است ولی فقها دردم به معنای گرفتند که مشترکین جسد دست بزنی و آبکشی نجس معنی معنی فقهی جدید پیدا کرد اشکال نداره از واژه را به کاربری بدون اینکه تو قرآنی معنی اینجوری نیست و این خیلی آرین نکته مهمی که کلاً عراق احساس می‌کنند که از ما انتظار دارند فهم قرآن ولی واقعا بیشتر از ماست اینجوری نیست غیر عرب عربی و قرآن یاد بگیره به نظر من از اینکه این کمتر شیخ مراتع زیاد بهش نگفتم چون فکر باجاج در همه بین مسلمانان همین چیزهایی که در واقع می گردد و همه فقها آب بر اینکه درباره چیزی صحبت می کنید یک کارگردان قسمت هایی که روزمره کلمات مشخص و برداشت بسیار زیادی می کنی بعد که در طول این اتفاقات زیادی برای کلمات شده اتفاقاتی که فرهنگ افتاده و الان یه چیزی طرف هستیم که هر کسی معروف داره خودش با این موضوع برخورد می‌کند خیلی روشن باشه یه نکته در جواب سوال شما اینه که اصولاً زبان میگن که سر من زبان ابهام دارد شما متن منم مثال می‌زنم دفترچه های کنکور و شما در ایران کنکور شرکت کرده باشید سعی میکنن یه جور خیلی غیر موجه می‌نویسد قوانین قانون اساسی باز نگاه می‌کنم اینقدر اصرار بر اینکه این روشن باشه بالاخره هر سال تو کنکور یه دانش‌آموزانی که اشتباهی میزنن تو اینطوری باید بکنی اونجوری شد قانون اساسی همه ساله در ایران می بینید الان کلاً معلوم نیست که نوشته شده است ولی ما چیزهای دیگری می بینید بالاخره قابل تفسیر زبان یک ویژگی این شکلی دارد میتونید سوال کنید که اصلاً چرا لازم بود که خداوند سخنی به اینکه این نکته که یه چیز پیچیده‌ای وجود دارد حقیقت چیز ساده ای نیست عرفان می توانند درباره وحدت وجود با زبان ساده برای شما صحبت کند تمام حرف‌های اسلامی تمام متون عرفانی همه جای دنیا پیچیده است و فهمش راحت نیست بلکه درباره چیزی صحبت می‌کنیم که فهمش راحت نیست ایراد از مدیوم سینما از اینکه ما هیچ چیزی رو دربارش حرف بزنیم که خیلی قرآن پیچیده تر می خواهید درباره جزئیات آخرت هم برای شما صحبت کنیم درباره خیلی چیزها صحبت در یک متن عرفانی نمی‌بینید متن عرفانی ازحضرت وجود به قرآن شد تا چیز دیگه میخواد سعی کنه شما نزدیک می کنی میفهمی از جایگاه خدا ارتباط بین خدا و خلق و با همه این چیزا نیست و در عین حال درباره جامعه بشری و تاریخ ایران چیزی به جاهای از متن است که روشنه یه جاهایی است که به تلاش‌ها متن قرآن مشکلی که در واقع وجود دارد به نظر من این که هر کسی یه چیزی میگه متود روشنی برای برداشت از قرآن ارائه نمیدن که اتفاقاً تفسیر قرآن میتونه نظم و سیاق روشن پیدا کنیم و به خاطر اینکه علوم روانشناسی هرمنوتیک خیلی علوم وابسته به زبان توده های اخیر به وجود آمده از جمله نظریه ادبی یک مجموعه از تفاسیر داریم که با عرض معذرت از مفسرین بی در و پیکر به ندرت شماره تفسیر پیدا می‌کنید که مقدمه مفصل نوشته باشه که شیوه تفسیر ایه امروز آخرین بود که متوجه شدیم که واقعا متدین که من برم ببینم ریش چی بود یا عرب چه استعمال می کردیم به طوری که هر چیزی بر اساس شما در بیارید مشکوک ولی قابل قبولی ارائه بدید و میتونم بگم در مورد واژه های قرآن درباره برخورد با متن مواردی دوران شدیم که تفسیر متن کلی در واقع تکنیک و در و پیکر پیدا کرد و من امیدوارم که از این به بعد تفاسیر خیلی خیلی با متدهای روشن تر انجام بشود و این اختلافی که شما واگرایی هایی که می بینید به وجود نیاید با یا خیر و شر از اینجاست که مثلاً تفسیرهای روایی نوشته شده بعد روایت و معلوم نیست صحت و سقم از کجاست و باید حمایت‌های خودشو داره به قرآنی نسبت به بعضی از آیات اهل سنت هم اینجور حرفا از در نمیتونه بیاد به هر حال که تا الان در مورد مثلاً فرض کنید متن قرآن چقدر واگرایی وجود داشته به نظرم علت عمده مسئله اینکه متد روشنی برای تفسیر در نظر گرفته نشده خیلی در واقع شهودی و بدون از واژه ها گرفته تا یدن مثلاً فرض کنید بعضی از مفاهیم اساسی که توی بعضی از آنها گفته میشه اگه میتونی بزاری از مسعود خودتون دفاع کنیم و تفسیرات این حالت در میاد خیلی چیزها در بخش خیلی روشنه که در داستان‌ها دارد گفت همیشه احکامی که ۲۶۴ یه جایی میرسه روشنایی به وجود ندارد و این هم یه جوری در واقع هر کرد و

120:00

به نظر من این نکته خیلی جالب و امیدوارم بتوانم در موردش صحبت کنم که این واقعیت که در قرآن به اصطلاح خود قرآن محکم و متشابه وجود دارد تا خود قرآن گفته شده یعنی این چیزی نیست که مثل اینکه خدا در قرآن نسبت به این مسئله زبانی وجود دارد تولید می کنید محکم و متشابه پیدا می‌کند بنابراین باید بلد باشید که چه جوری در واقع آتش زد حل بکنید و در موردش حرف بزنیم سوالی که می کنید به پیچیده جواب بدید چیز پیچیده‌ای وجود داره و ابزار زبان و انتظار نباید داشته باشیم ما با یه متن ساده درباره حقایق جهان مواجه باشیم که متن فهمیدن خیلی راحت باشید چون فهمیدن حقیقت به این سوال که مجبورم برگردم به جای اینکه یکی از مهمترین ویژگی های قرآنی چیز یه خورده خارج از عرف در واقع نکته مهمی در مورد قرآن وجود داره که یه جایی شباهت‌هایی به ادبیات مدرن که خیلی انتظار نداریم ایجاد میشه جوابتون داده باشم که بالاخره اینجا یه مشکلی در واقع در تغییر است و با وجود دارد متن ساده نمی توانیم داشته باشیم یا تو از من توی اولین جواب گفتم که از بالای پروداکت های این جلسات امیدوارم این باشه که احساس کنی که قرآن از ساده نیست بر خلاف چیزی که بعضیا خیلی بدی هی فکر می‌کنم همه را هدایت می‌کند خیلی متن ساده قرآن بسیار پیچیده از فنون ادبی گرفته تا واژه هاش زحمت یه نفر میخواد خیلی چیز به فرد این آینه شما را هدایت کند بدون اینکه از بقیه قرآن خونده باشه واقعا پیش اومده یه آدمی از قرآن نخونده یه چیزی شنیده و هدایت شده و اسناد مومنی معارف قرآن بفهمید تلاش خیلی زیاد میخواد کتاب خیلی پیچیده و سنگین در کشور است شما محدود کردن بدن میشه منظور از متون تفسیری یعنی من بگم اصلا فرض کنید مرحوم علامه طباطبایی از معدود مفسرین یک مقدمه تفسیر المیزان نوشته سعی می‌کنم شیوه تفسیر و توضیح داده که جاهایی که ابهام دارد را از آیات دیگر سعی می کند کمک بگیرم قرآن را تفسیر کرده و توضیحات نسبتا مفصلی داریم خیلی از تفسیر را با یک فصل به تکلیف خود را روشن کن چه جوری می فهمه اولویت به ریشه میده اولویت استعمال عرب جاهلی میده یا اصلاً به استعمال قرآن اشکال نداره با هم متفاوت باشند ولی در مورد متولد شما باید بحث کنم سعی کنم نشون بدم تو چرا به نتیجه غلط می رسد به شرطی که شما گفته باشی میتونی چیه الان مشکل اینه که تفسیر های زیادی وجود معلوم نیست این در مورد واژه ها تکنیک فهم معنی واژه چی بوده یه جایی یه چیز دیگه است یا مثلاً فرض کنید در مورد فلان احکام چه جوری برخورد میکنه خیلی چیزا است که چه چیزی که تفسیر و از همه بیشتر کم دارد مقدمه ای که توش متالورژی گفته بشه بعد از مدتی معلوم میشه بعد به نتیجه درستی میرسه یکی بهتره همین طور متوسط تکامل پیدا کند یعنی تفسیر بیشترین چیزی که لازم دارید که یه مفصل اگه اینکه واژه ها را با این شیوه باید فهمید تو هم حق کپی رایت کن اگه دیدی مثل علم دیگری به نتایج جالبی رسید که همه باهم میخونن و چیزهایی که ما فکر می‌کردیم با همدیگه تعارض دارد حل شد می‌فهمیم که این فرد در واقع ابزار کار و روشن بیان کند و بدونیم چه جوری داره تفسیر انجام میشه بعد برن هرکی به نتایج بهتر و قوی‌تری رسید تعارضات کمتر شد و جای نامفهوم بیشتر روشن شد می فهمیم که مطابق قوی‌تر بهترین دوره استعمار می‌کند که اصلاً حرف مفصلی درباره در هیچ زمینه‌ای حرفی نمی زنم خیلی ید بگردی تفسیر را شاید از جاهای مختلف بفهمیم که این شیوه در این تفسیر وجود دارد که با تقسیم فرد معمولاً خیلی خودآگاهانه نیست و نیاز من می بینم به این که صراحتا بیان می‌کند با شناختی که از واژه های دیگر این که مارکت سوال خوبی پرسی الان دقیقا اسماعیل که زنگ میزنم همه مردم اینقدر سوال شما سوال به نظر من مهم ایه و ان چیزی بود که من بالاخره این موضوع در جلسه آینده جلسه برتر یه چیزایی می خوام بگم که حتماً به این موضوع که الان میگم اشاره می‌کرد سوالات اطلاعات پاس گل دیگر از وقت شماست که سوال جواب بدم شما یه چیزی سوالی پرسید که حرفی را که وقت نداشتم بزنم و الان میتونم بگم به نظرم را که می پرسید با قاطعیت می‌گویم که در قرآن هر واژه دقیقاً به برنامه کار به هیچ وجه دوم را به کار نمی‌گیرد مگر تو این موارد خیلی خیلی از کلمه این به معنای چشم و چشم در قرآن آمده این واژه هایی که خود استعمال عربی اینجوری بوده و دلیلی ندارد و روشن هست که اینجا به معنای چشم است برای چشم ایمان برنامه کاربردی و کف به چند نفر را به کار ببریم کاملا غلطه س گل که میگم این در تاریخ اسلام علومی به وجود آمد در کنار قرآن و به جای در یکی از این علوم را اشتباهی دارد به علمی وجود داره به وجوه و نظائر که کسانی که وجوه نقدی کار می‌کنند کارشون اینه که معانی مختلف واژه در قرآن رو توضیح بدم این واژه به معنای دیگه اینجا اونجا هشتم معنی دارد این دقیقاً مخالف منحرف متودولوژی دیگه در تفسیر خود اولین بنویسم که یک واژه ها را می گیرم و اینکه مثلا الان به جایی که من با ایشان کردم به معنای امنیت است هم معنای باور ولی نه اینکه این مفهوم ایه که هر دوتاتون توش هست همزمان و ایمان را به عنوان یک واژه چطوری بفهمم اینجا ایمان به معنای امنیت و من اینجا به معنای باوری آنجا به معنای مثلاً فرار اینجا به معنای به جای اینکه تجمیع می‌کند اصلاً وجود اعضای در این می‌داند که تفرقه ۸۶ تا بعد از اسلام و قرآن در آوردن این هفته در آوردن علم این شکل به وجود آمده که علم پایش در واقع این که اجازه بدم به خودشون که واژه به معنای مختلف بگیرد من فکر می‌کنم یکی از مهمترین نکات با جا به مناطق را به کار می‌برد ولی اینکه معنی خود موجب پیچیده است و تلاش کنیم بفهمیم شه نه اینکه هر جا یه چیزی نفهمیدم نمیخورد به یکی دیگه گفتم نفهمیدم به همه آیات نمی خورد وقتی واژۀ درست فهمیدم که هر آیه ای که این واژه تو شوم در نگاه می کنم و می فهمم و به نظر عجیب نمیاد طلبه های مختلف نگاه می کنم این آیه به معنای کلمه مهنا علی دریا با

130:00

دایره و نیم دایره اول این باشه که کجاست ناحیه ایمان واقعی شما ور از تجربه می گم که همه مفاهیم انتزاعی قرآن مفاهیم اخلاقی دینی همیشه معنی دارد و کاملا به این معنی ممکنه پیچیده باشه به این سوال که زدم گفتم این گروه نرم افزاری مثل اینه که زبان عربی این جهان رو با واژگان خودش مثل مثل کارتزین افراز کرده و واژه های قرآن به دایره دایره که می‌افتد این کارتزین یه مقدار از این واژه توش هست یا مقداری از این هیچ واژه منطبق نمیشه از هر کاری که می کنی نگاهی به واژه‌هایی که ذهن خودشان را نگه می دارد این واژه رو نمیخوام با من باشی جدید بپذیرد هر جایی که شبیه یکی از واژه‌های قبلیشون است میگن که اون معنی رمیدیم رمیدیم رمیدیم معنی واقعی از دست می‌دهیم در مورد برخورد کنیم که اینها همه واژه بی حقیقتی دارند اشاره می‌کند و اینکه گاهی به نظر ما خود پیچیده بیار مثل یه خورده امنیتی خوردیم و تجربه مسائل دینی نداشته باشیم واژه‌های مفاهیم دینی تو چشمم که راحت میتونید بفهمید ولی باید بدونین را بپذیریم که به حقیقت اشاره میکنه یکی از چیزهایی که میگم می خوام تفسیر بنویسم مقدم بنویسم اما من جزو علایم که بازار به معنا می گیرم که من به چه جوری استخراج میکند اینو بگم بعد برم سراغ تفسیر معلوم نیست این واژه را چه جوری می فهمم گرامر رو چه جوری می فهمم از کجا میارم خوب بالاخره هر کسی در این آیه عزیمت استفاده می کنم تو کم میارم میمیرم از روایات استفاده می کنم یه جای کار دیگری می کنم حالا ما تو علم علم باید کاری بکنیم که بتونم بگیرند و اگه نتونم بگیرند حساب نیست کلا کاری انجام داد در رابطه با هم این سوال که فرمودند جلسات واژگان شما خیلی کمک میکنه این جلسه نمیدونم چند جلسه بحث درباره صرفاً واژه‌ها و متدولوژی فهمیدن واژه‌ها و قبلا داشتم حالا من سعی کردم با یه تو میشه ایران در آورد دیگه اولویتی به این کارهایی که میشه کرد قائل بشیم را هم این فرض که واژه‌ای معنی فقط دارد ۱۲ در ۱۲ جلسه است به عنوان مقدمه گوش کنید بعد از شنیدن تخصصی وی که آقای دکتر دارم خیلی کارشون ادبیات انگلیسی با زبان این سخنرانی به نظر شما کلا صحبتتون موضوع موضوعی را گفتید که این در یک حالت این توابع پلاستیک مدرن شونده در حالت دیگه یه نظریه خوبیه برای تبیین چیزی که ما در قرآن می بینیم این تقابل ادبیات سنتی و مدرن در این که در ادبیات کلاسیک داشته باشید که این برداشت مفسرین قرآن ولی حالا بوده‌ایم که مفسر نمونه قرآن متن خیلی به شما وانمود می کنیم به سختی جلو خودمو میگیرم که دخالت نکنه یه مشکلی دارم میگن که بزرگترین مشکل ما مسلمانان در حال حاضر یه چیزایی گفتن خود ما که درست کردن این حرف زدن مشکل شده یعنی مثلاً همه قرآن روانی حالا یا ۵۰ کتاب در قرن قبل نوشتن که الکی بگم که خودشان در واقعیت تصوری داشتند و هم به شدت سعی کردند که نشون بده گفتن این که قرار نبود روانپزشکی گفت این روانی فکر می‌کردند که خود یک کلام خدا باشد افزود مثلاً کلام باشه که ساعت چیه معلومه دیگه باید خیلی روان و بعد مثلاً همین چیزهایی که میگن توجیهات یه جایی میرسه که اینا دیگه اون در معنا اینکه با دخالت می‌کند نمونه‌اش همین جوری به جای این که در واقع علمی به وجود بیاید که این واژه رو‌بفهمیم اصلاً الان سخت به مسلمانان های علمی شما دارید و جهل چند تا کتاب وجود ندارد نوشته شده این موضوع از اول اشتباه برف ارتفاعات این جلسات دارم میزنم واقع هسته مرکزی نه مشکلی در مواجهه با قرآن داریم اونم اینه که سنت تفسیر قرآن کلاسی که حداقل باید نشون دادن به آن جایی که ساده ترش ساده طرح با نشان دادن فنون ادبی کتاب کلاسیک ما این چه جوری اگه قبول کنید یا تمام درخواست های هنری کلاسیک توی قرآن اشتباه نیست اگه بحران معنا به این نکته که برای ایشان می‌گفتند سرعت ارتفاعی اسم گذاشتن بعد بر اساس گفتم ببینید آیا جز زیباست و جایی استکی گفت حسرت التفات انتفاع یعنی چی این آیه اونجوری که شما میگید نیست اینقدر در واقع با حسن نیت با ذهنیت کلاسیک به قرآن نگاه کردن چیز نوشتن و گفتن که الان مشکل اولین درستش کنین و به اصطلاح یه جوری به اینا بگه ما باید محترم راحتی تعصبی نسبت به کار گذشتگان محیط‌های علمی وجود داریم الان به برادران عرب عزیز و قرن گذشته علوم اشتباهی تولید کردند که تمام این حرفا که تو این جلد اشتباست انباشته از دانش‌های با نگاه کلاسیک و حالا فقط در واقع این بحث را مطرح کردم که به نظرم بیانش راحت درباره فنون ادبی و بدون نشون میدم که اینجا فصاحتی نه ولی همه این حرف ها درباره معانی آن وجود دارد ذهنیت به عینیت قدیمی چیزی می فهمید که فکر می‌کرد اگر این باشه که نمیشه پس این به زور و از تو این در بیار یه عالمه حرف زده شده حالا درست کردن به خاطر اینکه مطابق با چیزی که فکر می‌کردند در سطح وارد شود باور ندارند ولی از این ور می خواهد گرفت از فیلتر ورودی پیامبر پیامبر حالش خوب بوده خیلی معمولی وقتی که احساس خوبی نداشته نمی‌شده و ما می‌بینیم که در آن بخشید

140:00

و گفتند که واقعا وجود داره که بعضیا خیلی روان است و از این رو برخی از روشنفکران دینی معاصر اینجوری توجیه کردند که پیغمبر گاهی حالش خوب بوده و قسمت‌های بلیغ و فصیح به وجود میاد خوب نبوده خود فشار کم و زیاد می‌شد بالاخره بنابراین در واقع اگر آن روز که پیغمبر خودش می‌گفته و کلمه به کلمه نمی‌شده و حالتی پیغمبر و سرانه چیزی حقیقت این نمایش داده شده پیوندی عارفی که بی حقیقتی را مخالف کرد این را بیان می‌کرد حالا دیگه بلاغت و فصاحت و اگه باز رها شده آیا احتمال زیاد ببخشید دیگه هم اضافه می کنم اگه عصبانی بود آیا عصبانی میشد اگه حالش خوب بود حالا چه جوری که همیشه اونجایی که محتوا در واقع با روان بودن جور در میاد حالش خوب بود همانجایی که مثلاً در مورد پشت سر هم درباره بهشت است درباره جهنم است خیابان جهنم به دست انداز می افته وارد محتوای میشه کرد این رو تو داره که در واقع بودن و دقیق بودن زبان رو نشون میده ولی مثل یک اثر هنری مدرن کاراکتر رو نشون میده که حالش خوبه آدم سالم بماند که چی یاد میدن که این کلام طلا کسی که ببخشید آفرین کس کون تورو میگه باید توضیح دهد که چرا همیشه فرعون وقتی حرفای خوب بوده همیشه سر بنی اسرائیل هر وقت و نگاه می کنی در اوج بلاغت آدم تحت تاثیر قرار گیری مقدار یادم یک در مورد یک فیلم معروفی است که درباره حزب نازی آلمان که پس از پیروزی اراده نفر در ستایش این کارگردان فیلم بازیچه عاشق هیتلر بود و نازی بوده در حزب نازی ها و در اوج قدرت و اقتدار خود شود و قبل از جنگ آلمان ساخته بودند و منطقی در تحسین کارگردان گفت هیچکس نمیتونه این مستند را نگاه کنیم و در حالی که داره نگاه میکنه نازی نباشه یعنی اینقدر تاثیرگذار که این لحظه ای که دارم نگاه می کنم انگار که عضو حزب نازی نگاه می‌کنم با ستایش نگاه می‌کنم او نمی‌خورد حرف میزنه یه ذره ای احساس می کنی از بس که این بیانیه را خیلی توجیه در واقع ضعیف و تئوری نمیتونه توجه کنید که چطور این حفظ میشه یعنی حالات روحی پیغمبر اتفاقاً منطبق میشه با محتواهایی که قرار بود امروز به نظر میاد که خیلی توجه دم دستی تصادف میشه با حال پیامبر جهنم این تئوری اینکه یه روزی حال پیغمبر اینجوری بوده نه اینکه خوب این که مثل همیشه که همین بگیرد که این تئوری من درست بود یعنی هر جایی که محتوا محتوای که مثلاً فرض روان دارم می گم که پیامبر ۹ چیزی که این توجیه توجیهی از قول یکی از روشنفکران دینی گفتند مشکل حل نمی کنه که مثلاً هر روز یه حال و احوال پیغمبر داشته بلکه این جوری بگید که خوب من میگم که پیامبر بعد از اینکه حالاتی بهش می خواست بکنه در ایران به سوی شاعر بزرگ و آگاهانه اونجایی که حس های زیبا هست تلاش روانی شده اونجایی که حسام اصلاً فرض کنید یه چیزی داره توصیف میشه کلام آخر در واقع پیامبر شاعر میتونستین هسته‌ای خودشو اینجوری در واقع بیان الفاظ کاملاً روشن باشد نه اینکه روزانه مثلاً حس پیغمبر تلاطم داشته و این حرف ایراداتی که مخالفین می‌گیرند درباره این فصل در ایران ایران ایران ایران ایران به آدم ها یک اشتباهاً در مورد قرآن تصور اشتباهی را تبلیغ گردد هر ساعت به معنای کلاسیک باید به این معنا نمی باید بود و نیست و خوب که نیست در واقع بحث این موضوع از اصل اشتباه شد بفهمیم مشکل دارم وقتی شکافی این واژه ها معنای خیلی جالب آره چرا چرا چشم چشم در خیلی از زبان ها واژه مشترک دارند بر اینکه یک کار می‌کنند یه چیزی که از آب بیرون میاد آب بیرون بیاد چشمه اینطوری نکته‌ای که در زبان عربی یه جوری به حق این دو واژه یکی شدن همانطور که در فارسی شد من می‌فهمم نظر شما در این مورد هم نیست که دوتا معنی کاملاً متفاوتی وجه مشترک وجود دارد به چشم بافت آرو بالاخره دو تا شی دارند اشاره واقعاً چیزی که چشم انسان چون اشک میریزه چشمه بر اینکه از آب نمی نوشد ستی یه دونه است که با من است تا در همین حد یکی دو تا نداره خورده زبانی به منظور استفاده وارد قرآن نشده یکی هم که شده از این قاعده کلی داره پیروی می‌کنیم یعنی مفهوم مشترک بوده که این واژه هردوتا استعمال شده کنم منظورشون لازم ولی اگه مثلا قرآن به زبان فارسی بود از واژه شیر به معنای حیوان و استفاده نمی شد ۲۳ تا معنی کلمه شیرین میومد یا مثلاً من متوجه این جوری حلش کرد بلکه عین یه واژه یک واقعاً وجه مشترک داشته که به چیزی گفتند وجه مشترک میشه آره آره من می‌پسندم اینکه در مورد قرآن شاید بتونیم به وجود نداره یعنی مثلاً یه موردی هم که این دو تا من آمده و وجه مشترک داشتند که ازش استفاده شده گفت حساسیت دارد بنابراین میدونم میخوان حلش کنم دیگه قابل حل باشد