خلاصه حج ۲۰
یکشنبه 90/2/4
انگار موجودات همه غرق در خداوند زندگی می کنند. و هرکس به میزان وسعت وجودی خودش درکی از جهان و خداوند دارد. این درک با درک سایر موجودات از هستی قابل تطبیق است.تجربه ی زندگی در خداوند یک چیز است ، اما اختلاف در سطح مشاهده ی موجودات است . میزان وسعت و عمق درک آن ها از رابطه ی اسماء و صفات الهی .
نظریه ی نسبیت مشابه چنین مفهومی را بیان می کند . این که قواعد جهان چگونه باید باشند تا جهان برای همه ی ناظرها یکسان به نظر بیاید.
گاهی انسان خودش را مرکز آفرینش میداند و احساس می کند که خداوند همه چیز را برای او خلق کرده. اما به نظر می آید که همه موجودات چنین حسی دارند. شنگ ها هم وقتی به جهان نگاه می کنند احساس می کند همه چیز برای آن ها آفریده شده. انگار که هماهنگی بین جهان درون و بیرون آنها وجود دارد . به ازای هر نیاز آنها پاسخگویی در بیرون هست.و تناظرهای تمثیلی ؛ مثل زن و مرد ، نر و ماده با خورشید و ماه .
بنابراین در سوره هایی مثل تکویر و انفطار که اوصاف قیامت ذکر شده ، می شود تناظرهایی بین آن اتفاق های طبیعی و اتفاق هایی که برای انسان ها می افتد پیدا کرد.
وقتی قرآن از احوال قیامت حرف می زند می گوید :
"و اذا برق البصر . و خسف القمر . و جمع الشمس و القمر"
این جا انتظار داریم که در کنار تاریک شدن ماه ، توصیف اتفاقی که برای خورشید می افتد را بشنویم ، در حالی که اشاره به بصر - بینایی در انسان که در جهان خارج با خورشید ارتباط معنایی دارد - می شنویم.
"جمع الشمس و القمر " هم می تواند اشاره به منحل شدن جنسیت در مرگ و هنگام قیامت داشته باشد.
یا برای مثال ، کوه همیشه در قرآن به عنوان عامل ثبات زمین یاد می شود. بعضی می گویند این که در اوصاف قیامت هست که در آن روز زمین صاف می شود و کوه ها متلاشی می شود ، تناظر با از بین رفتن "انیت" انسان ها دارد. هویت اعتباری که انسان ها برای خودشان قائل می شوند. بیشتر انسان ها، انعکاس شخصیتشان در چشم سایرین را به عنوان خودشان می شناسند.(مثلا بعضی تفاسیر عرفانی می گویند تکه تکه شدن کوه طور در برابر تجلی پروردگار به درخواست موسی، نشانه ای از محو شدن انیت موسی بود )
دریا در رویاها و نمادها متناظر ناخودآگاه جمعی ماست. منبع معرفت ازلی . در هنگام مرگ که بخش خودآگاهی ما خاموش می شود ، دریاها هم به هم می پیوندند :
وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ
و آن زمان که دریاها به هم پیوسته شود،
یا أَیهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَیرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَینَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِی الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنْكُمْ مَنْ یتَوَفَّى وَمِنْكُمْ مَنْ یرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَیلَا یعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ«5»
ای مردم! اگر در رستاخیز شک دارید، ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چیزی شبیه گوشت جویده شده]، که بعضی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل؛ تا برای شما روشن سازیم! و جنینهایی را که بخواهیم تا مدت معینی در رحم (مادران) قرارمیدهیم؛ بعد شما را بصورت طفل بیرون میآوریم؛ سپس هدف این است که به حد رشد و بلوغ خویش برسید. در این میان بعضی از شما میمیرند؛ و بعضی آن قدر عمر میکنند که به بدترین مرحله زندگی (و پیری) میرسند؛ آنچنان که بعد از علم و آگاهی، چیزی نمیدانند! و زمین را خشک و مرده میبینی، اما هنگامی که آب باران بر آن فرو میفرستیم، به حرکت درمیآید و میروید؛ و از هر نوع گیاهان زیبا میرویاند!
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ یحْیی الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ«6» این بخاطر آن است که (بدانید) خداوند حق است؛ و اوست که مردگان را زنده میکند؛ و بر هر چیزی تواناست.
نوع برخورد قرآن با شک به قیامت در سوره ی حج چگونه است؟ قرآن می گوید اگر شک دارید که بعث در کار است، به جنین نگاه کنید . ما قبلا تجربه ی انتقال از دنیای جنینی به این دنیا را داشتیم . در آن عالم ما اندام هایی داشتیم - دست و پا و چشم و گوش و ... - که به هیچ کاری نمی آمد. اگر ما در آن دنیا انگشت شصتمان را که به نظرمان به درد نمی خورد می کندیم، چه می شد؟ مثلا این مکانیسم های جبرانی روان ما ، یا حس عذاب وجدان ، در این دنیا به چه درد ما می خورد؟ ما اندام های لطیف روحمان را که در این دنیا به درد نمی خورد معلول می کنیم.
فرض کنید جنین ها همگی با هم ارتباط دارند و جامعه ای را تشکیل داده اند . می شود گفت که فرق این دنیا با آن دنیا ، این است که وقتی یک نفر از دنیای جنینی می رود، ناگهان ناپدید می شود، در اوج طی مراحل تکامل . در این دنیا هم بعضی از آدم ها با بالا رفتن سنشان از لحاظ روحی به اوج تکامل می رسند. اما ، جسم انسان کم کم نابود و متلاشی می شود . قرآن در ادامه ی آیه می آورد که شما توی دنیا مرتب دیده اید که گیاهان نابود و متلاشی می شوند اما بذر آن ها در خاک می ماند و دوباره وقتی باران بیاید بیرون می آیند. قرآن می گوید حیات اصلی در آخرت است : ان الاخره هی الحیوان.
فرق ما با جنین ها این است که همه ی حرکات جنین بدون اختیارش به رشدش کمک می کند. بنابراین اکثر جنین ها کامل و به بهترین شکل وارد دنیای دوم می شوند. اما در دنیای دوم اختیار داریم که از رفتارهای متناسب با رشد تخطی کنیم. در این صورت ناقص الخلقه محشور می شویم .مگر این که مشمول غفران الهی بشویم و اثر اعمال بدمان از بین برود. در قرآن هست که هر که در این دنیا کور باشد - با چشم باطنش حق را مشاهده نکند - کور محشور می شود.
برانگیختن موجودات به این دلیل است که خداوند حق است . و مبنای جهان و قدرت حاکم بر جهان حق است و این است که "تمامیت" با قدرت عظیم خداوند در جهان به ظهور می رسد.
از اوصاف قرآن بر می آید که در هنگام قیامت دگرگونی بزرگی در جهان رخ می دهد در این حد که قوانین فیزیک عوض بشوند و نظم نوین جهانی برپا بشود.