خلاصه واژگان ۳

از جلسات کیولیست
پرش به ناوبریپرش به جستجو

1 آبان 1390


گفتیم که اول تمایلاتی در درون آدم هست برا انجام کاری. سپس در سطح بعدی، انسان عقایدی پیدا می کند که با تمایلاتش سازگار باشد . در واقع نمی تواند هم یک کارهایی را انجام بدهد که مخالف مثلا اسلام است و هم عقیده ی اسلامی داشته باشد. چون در این صورت دچار ناسازگاری درونی می شود . پس باید یکی به نفع دیگری کوتاه بیاید. مثلا آدم هایی که پیر می شوند و به آرزوهای خودشان نرسیده اند، یا می آیند به خودشان می گویند که اصلا آن آرزو ارزش نداشت، یا دچار این توهم می شوند که به آرزویشان رسیدها ند. آدم هایی که کم کم بی دین می شوند هم گاهی همین طورند. اول می بینی طرف یک حکم را رعایت نمی کند. بعد از مدتی می بینی در انجام بقیه احکام هم سست شده و بعد می بینی که ایرادات نظری به اسلام می گیرد. برایااین است که در درونش،نمی تواند قبول کند که : اسلام دین درستی است + باید آن کار را که اسلام گفته انجام ندهد، انجام ندهد + باید کاری را که دوست دارد انجام بدهد. باید بالاخره یکی را کنار بگذارد.


یکی از مسائل مهمی که در ارتباط با شرک وجود دارد، انانیت است. لذت بردن از انانیت، لذت بردن از تفاوت با سایر ین است. این که بخواهی نسبت به سایر انسان ها و موجودات احساس برتری کنی . این با توحید سازگار نمی شود . توحید می گوید خدای همه یکی است، تو نه تنها با سایر آدم ها، بلکه در کنار سایر موجودات مخلوق و بنده ی خدا هستی .. باید مثل آنها دعا کنی، اولویتی هم نسبت به به دیگران نداری.


این به مذاق کسی که از انانیت لذت می برد خوش نمی آید. می آید می گوید: من هم توحید را قبول دارم، آما توحید این جوری! برای خودش یک فرقه ای تشکیل می دهد و امی شود سردسته ی آن فرقه و این ارضایش می کند. پس انانیت شرک را تقویت می کند.


در داستان آدم، در واقع آدم در بهشت انانیت نداشت. انگار به چیزی به عنوان "خود" اش جدای از خداوند اصلا آگاه نبود .مثل کسی که غرق تماشای یک فیلم و لذت بردن از آن است. بعد ناگهان آپارات را خاموش کنند و ناگهان آگاه بشود که من هستم، فیلم هست، ... . این یک جور آگاهی است . برای همین است که در مسیحیت به درخت می گویند درخت علم. اما از دیدگاه عرفا این علم چندان هم علم نیست، یک جورهایی زیاد هم درست نیست. چون ما باید نهایتا بفهمیم که با جهان و خداوند واقعا یکی هستیم.


چه چیزی باعث شد که انسان از بهشت اخراج شود؟ همین اخحساس انانیت بود. و کذبی که شیطان بیان کرد. .و نسیان . این که انسان یک لحظه فراموش کرد که خدا گفته از درخت نخور. اناسن ذاتش این طوری است که در یک لحظه به تمام آگاهی هایی که دارد، دسترسی یکسانی ندارد . بعضی کمرنگ و بعضی در ذهنش پررنگ هستند.


خرافاتی که در دنیا هست، منشا آن چیست؟

شرک با خرافات ارتباط زیادی دارد. یک سری عقاید خرافی هنوز هم حتی در جوامع پیشترفته وجو د دارد که اینها هیچ پگایه و اساسی ندارند. البته عقاید دینی ممکن است مشابه چنین عقایدی به نظر برسند، چون وقتی یه غیب اعتقاد وجود دارد، چنین عقایدی مثل دریافت کمک از فرشتگان یا ... هم می تواند توحیدی باشد. آدم های موحد هم اما ممکن است دچار این خرافات باشند و دکمه ی اشتباهی را فشار بدهند، یعنی با تصور این که دارند از نیروهایی که خداوند در جهان قرار دهده کمک می گیرند، به کری که اثری ندارد دست بزنند. اما این با یک فرد مشرک، که رسما سعی دارد به نیروهایی غیر از خداوند مثل روح آبا و اجداد خودش متوسل بشود و از آنها کمک بگیرد، متفاوت است.